من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
رساله ضیافت افلاطون پیرامون عشق
رساله ضیافت افلاطون پیرامون عشق
@kharmagaas
یکی از مشهورترین رسالهها پیرامون عشق دیالوگ افلاطونی "ضیافت" (مهمانی) است. در این رساله سقراط به همراه دوستانی در باب عشق سخن میگوید، اما بر خلاف دیگران، تنها کسی است که از ستایش یکسویهی اروس خودداری میکند و میکوشد وجوه مختلف عشق را مشخص کند.
سقراط در این دیالوگ مدعی است که دانستههای خود را از زنی دانا به نام "دیوتیما" آموخته است. سخنان سقراط پیرامون عشق سلسله مراتبی را در نظر میگیرد که در آن نیاز به نیکی و دستیابی به خوشبختی موضوع محوری آن است.
به نظر سقراط عشق میل به چیزی است که فرد فاقد آن است و عاشق سعی در تصاحب برابرایستای عشق دارد. این تصاحب میخواهد که همیشگی باشد و از این رهگذر میل به جاودانگی ملازم عشق است.
تجلی این جاودانگی را میتوان در تولید مثل (بقای نسل) یا آفرینش آثار ماندگار هنری دید. زیبایی زمینه و محیط مناسبی برای بروز این خلاقیت است و در اینجاست که عشق و زیبایی به یکدیگر پیوند میخورند.
سقراط از زیبایی بیرونی شروع میکند و سپس به زیبایی درونی و فکری، سپس زیباییِ دستیابی به دانش، و سرانجام به زیبایی مطلق میپردازد. این زیبایی مطلق همانا "عشق به فلسفه و خردورزی" است.