من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
فرهاد قنبری:
فرهاد قنبری:
ورق بازی امام جماعت سابق مسجد الحرام در عربستان موجی از خوشحالی ( و در عین حال افسوس) را برای برخی هموطنان ما به همراه داشته است.
خوشحالی از آن جهت که فکر می کنند عربستان یکی دیگر از دروازه های بزرگ تمدن بشری را به روی خود گشود و افسوس از آن جهت که چرا ما نتوانسته ایم به گرد پای آنها هم برسیم و چرا شاهزاده سفید پوش و سوار بر اسب تمدنی ما در افق نمایان نمی شود.
جدای از اینکه ورق بازی کردن امام جماعت یک شهر فقط در جامعه ما می تواند به عنوان یک نشان توسعه تحلیل و بررسی شود باید گفت ما از این امام جمعه ها و جماعت ها نه تنها کم نداشته ایم بلکه همیشه سرآمد بوده ایم.
امامان جماعتی که همیشه منتظر بوده اند ببینند تا قبله عالم و اوامر ملوکانه سفره خود را به سمت کدام درگاه پهن می کنند تا قبل از ایشان در همانجا حاضر شده و مرزهای احکام الهی را به همان سمت و سو بچرخانند.
از زمان تشکیل خلافت اسلامی تا تشکیل حکومت های ایرانی و دستگاه صفوی تا مشروطه و امروز همیشه چنین بساطی وجود داشته و خواهد داشت.
ورق بازی کردن امام جماعت مسجد الحرام هم از همین جنس است، ایشان غلام حلقه به گوش درگاه خانواده سعودی است تا به هر سازی که از آنجا می شنود رقص مخصوصش را داشته باشد.
فرقی هم نمی کند دستور چیست. ممکن است یک روز شاهی از او بخواهد امام جماعت باشد یا شاهزاده بعدی بگوید در فلان جا ورق بازی کن و خدا می داند شاید فردا روزی هم شلوار جین پوشیده و در خیابان های مکه رقص مایکل جکسونی بزند، این کار فقط به اراده حضرت شاهزاده بستگی دارد و لاغیر.
رفتارهایی مانند ورق بازی کردن این امام جماعت یا افرادی از این قبیل چیزی بیش از چاپلوسی مشمئز کننده برای رئیس یک نظام استبدادی نیست.
@kharmagaas