ای آن که دستم را گرفته‌ای، هر که هستی،. بدون یک چیز، همه چیز بی فایده ست،

ای آن که دستم را گرفته ای ، هر که هستی ،
بدون یک چیز ، همه چیز بی فایده ست ،
پیش از آن که مرا بیش از این بیازمایی ،
منصفانه هشدارت می دهم ؛
من نه آنم که گمان می کنی ،
بس متفاوتم ،
کیست که می خواهد پیرو من شود؟
کیست که داو طلب است تا دستخوش هیجان های من شود؟
راه مشکوک است ، نتیجه نامعلوم ، شاید ویرانگر،
باید دست از هر چیز دیگر بشویی ،
از تو خواهم خواست که من ،
تنها و یگانه معیار تو باشم ،
حتی نو آموزی ات طولانی ومشقت بار خواهد بود،
باید تمامی نظریه های پیشین زندگی ات را رها کنی ،
و همه ی هم نوایی ات را با زندگان ِ پیرامونت.
پس اینک مرا واگذار ،
پیش از آن که خود را بیشتر بیازاری ،
دست از شانه ام بردار،
رهایم کن و به راه خود برو...
@kharmagaas
والت ویتمن - برگهای علف