فرهاد قنبری:. معلم، پدر و مادر، پلیس، کارگر، کارفرما، شاکی، قاضی، وکیل و …

فرهاد قنبری:
شرایط به گونه ای است که انگار هر چه صداها بلندتر می شود، گوش ها قدرت شنوایی خود را از دست می دهد.
معلم، پدر و مادر، پلیس، کارگر، کارفرما، شاکی، قاضی، وکیل و .....همه در حال فریاد زدن هستند و از اینکه گوشی صدایشان را نمی شنوند عصبانی اند.

وضعیت حاکم بر جامعه، وضعیتی که در آن «دیگری» نادیده گرفته می شود و بالطبع کسی هم صدای کسی را نمی شنود و به هر سو که می نگرد خود را می بیند.
از میزان پرونده هایی که روزانه در دادگاهها باز می شود، از میزان کلاه برداری هایی که صورت می گیرد، از میزان آلودگی هوای شهرهایمان، از میزان تصادفات جاده ای، از میزان فاصله ای که میان غنی و فقیر ایجاد شده است، از خشک شدن چاهها و رودها و آب های زیرزمینی و موارد دیگری از این قبیل نشان می دهد «دیگری» جایگاه خاصی در نگاه و تفکر ما ندارد.
ساکنان شهرها نه «شهروند» در مفهوم اجتماعی بلکه اجتماعی از انسان هایی است که در افق دیدشان، جز خود و منافع فردی خود را نمی بینند.

فیلسوفی که در زمینه توجه به «دیگری» و دیدن چهره دیگری تاکید بسیار دارد فیلسوف اخلاقگرای فرانسوی امانوئل لویناس است.
از دیدگاه لویناس، اخلاق به معنای توجه به حق حیات دیگری است.

لویناس ما را به دیدن دیگری فرا می خواند، به عقیده او ما با نگاه در چهره دیگری به دنیای او راه می یابیم، با دیدن خستگی در صورت دیگری با چروک های صورتش، با رفتن به عمق نگاهش با او ارتباط برقرار می کنیم.
در این مواجه با چهره دیگریست که حق او را به رسمیت می شناسیم و از خودبینی کمی فاصله می گیریم. پیدایش آشویتس و گولاک در اندیشه لویناس نتیجه عدم توجه و نگاه به دیگری بود.

عشق برای لویناس وضعیت آگاهی از مسئولیت در قبال دیگری است، یعنی وضعیتی که در آن حس مسئولیت ما هیچ گاه فراموش نمی شود و همیشه هوشیار است. در حقیقت، مسئولیت اخلاقی در قبال دیگری یک تکلیف مستمر و همیشگی است.
لویناس این جمله معروف آلیوشا در کتاب برادران کارمازوف را تکرار می کند که «ما همگی مسئول دیگران هستیم و من بیشتر از دیگران مسئولم.»
مفهوم اخلاقی زیستن در نگاه لویناس این است که هر دم احساس کنیم بار حفاظت از دیگری و جامعه بیشتر از هر کسی بر دوش ماست، بار اخلاقی ای که هر کس وظیفه دارد به تنهایی بپذیرد و در قبال خشونت و ظلم در حق دیگری از جامعه دفاع کند.

در شرایط کنونی نگاه در چهره دیگری، به رسمیت شناختن او و پذیرش او تا حد بسیار زیادی از زندگی ما غایب است.
ما انسانهای امروزی تمام امکانات جهان را برای خود می خواهیم، در برابر خشونت در حق دیگری بی تفاوتیم، در ایجاد ترافیک و آلودگی تنها چیزی که نمی بینیم دیگری است و......

ما اغلب موارد جامعه نیستیم بلکه میلیون ها انسان«منفرد» هستیم که در کنار یکدیگر زندگی می کنیم و دیگری را نه در مقام انسان همپایه بلکه ابزاری می بینیم که برای کسب سود، لذت، شهرت و....امثالهم مورد استفاده قرار می دهیم.
@kharmagaas