چپی که در ایران پا می‌گیرد، چپ دست دوم است، چپی که از فیلتر و منشور لنینیسم و استالینیسم گذشته است، نه مارکس

چپی که در ایران پا می‌گیرد، چپ دست دوم است، چپی که از فیلتر و منشور لنینیسم و استالینیسم گذشته است، نه مارکس.
مارکس کارهای بزرگی دارد. مثلا ایدئولوژی آلمانی و دست‌ نوشته‌های پاریس ١٨٤٨ و تزهای فوئرباخ مارکس آثار مهمی هستند که در آنها با یک متفکر سر و کار داریم نه یک ایدئولوگ. در ایران فقط مانیفست او خوانده شد که آن را با انگلس نوشته بود. آن مارکسی که ما شناختیم، مارکس از منشور نگاه روس‌ها بود. روس‌ها عقب‌مانده بودند، درحالی که مطابق نظر مارکس انقلاب در کشوری می‌تواند جواب بدهد که بورژوازی آن قوی و پیشرفته باشد. اتفاقی که از قضا در عقب‌مانده‌ترین کشور اروپایی رخ داد! ضمنا مارکس مدافع استعمار (Colonialism) انگلیس بود و این قدرت استعماری را در دنیا خیلی موثر می‌دید.
@kharmagaas
داریوش شایگان