فرهاد قنبری:. وزیر مستعفی، دفاع از بازار آزاد و تقلید از غرب و واقعیتی که فراموش می‌شود

فرهاد قنبری:
وزیر مستعفی، دفاع از بازار آزاد و تقلید از غرب و واقعیتی که فراموش می شود.

در دولت آقای روحانی وزرایی حضور داشته یا دارند که به وضوح از اصل مقدس عدم دخالت دولت در اقتصاد سخن می گویند و منشا سخنان خود را جوامع غربی و اوضاع اقتصادی آنها بیان می کنند.
عباس آخوندی و قاضی زاده هاشمی وزرای راه و شهرسازی و بهداشت شاید سردمداران این نگاه در میان کابینه آقای روحانی هستند.
با این شرایط نگاهی کلی به وضعیت مسکن و بهداشت در جامعه ایران و غرب می اندازیم.

بر اساس آمارها متوسط حقوق سالیانه یک کارگر اروپایی چیزی حدود بیست و پنج تا چهل هزار دلار آمریکاست.
با احتساب دلار (ده هزار تومانی) یک کارگر اروپایی سالیانه حدود دویست و پنجاه تا چهارصد میلیون تومان حقوق دریافت می کند.
در این سو میزان دریافتی حقوق کارگران در ایران بنابر قانون چیزی حدود هیجده میلیون تومان در سال است.
حال با احتساب میزان حقوق دریافتی به دو کالای مصرفی اساسی کارگران در سراسر جهان (بهداشت و مسکن) نگاهی میندازیم.

آمارها نشان می دهد متوسط قیمت خرید و اجاره مسکن در پایتخت های کشورهای اروپایی یا از تهران پایین تر بوده یا در یک سطح قرار دارد.
به عنوان مثال اگر یک کارگر مادرید یا برلینی به حقوق یکسال خود دست نزند می تواند در پایان سال با همان حقوق آپارتمانی نزدیک بیست و پنج تا سی متری خریداری کند در حالی که کارگر تهرانی با همان حقوق یکساله قادر به خرید یک تا دو و نیم متر آپارتمان در مرکز تهران خواهد بود یا اینکه با پرداخت تمام حقوق خود قادر به اجاره یک آپارتمان چهل متری در پایین شهر خواهد شد.
(در واقع هزینه "اجاره مسکن" در تهران برای یک کارگر مساوی با هزینه "خرید مسکن" برای کارگر اروپایی است )

مسئله بعدی هزینه های بهداشت و درمان است.
متوسط هزینه دندانپزشکی یا ویزیت متخصص در تهران با متوسط هزینه های پزشکی در اکثر پایتخت های اروپایی برابری می کند.
در آمد یک متخصص یا دندانپزشک ایرانی نه تنها از همتای اروپایی خود کمتر نبوده بلکه در بسیاری مواقع به علت نبود شفافیت مالی و سیستم دقیق پرداخت مالیات، بیشتر نیز می باشد.
به عنوان مثال یک کارگر اروپایی با پرداخت حقوق یک روز خود می تواند یک دندان خراب خود را تعمیر و ترمیم کند حال آنکه هزینه تعمیر یک دندان (عصبی کشی و پر کردن) برای کارگر تهرانی مساوی با پرداخت دستمزد حدود ده تا چهارده روز خویش است.

مقایسه این دو کالا و نیاز اولیه نشان می دهد که کارگر تهرانی به مانند یک کارگر ساکن در کشورهای آفریقای مرکزی و چیزی کمتر از یک پانزدهم همتای اروپایی خود دستمزد دریافت می کند اما مجبور است برای تامین این دو نیاز اساسی خود (مسکن و بهداشت) همانند کارگر اروپایی پول خرج کند، هزینه کمرشکنی که ممکن است کل دستمزد ماهیانه یک کارگر تهرانی را فقط برای اجاره خوابگاه و خانه به خود اختصاص دهد.
در ایران کارگران به مانند یک کشور جهان چهارم حقوق دریافت می کنند اما برخی مشاغل مانند پزشکی، صاحبان املاک، بساز بفروش ها، دلالان و فروشندگان طلا و خودرو و امثالهم مانند همتایان غربی خود درآمد کسب می نمایند.
این مقایسه نشان می دهد در ایران علاوه بر طبقه صاحب سرمایه و کار بلکه طبقاتی مانند بساز بفروش ها، دلالان، صاحبان املاک و پزشکان نیز در حال استثمار کارگران هستند.
در چنین وضعیتی و با توجه به اینکه کشور ایران صاحب دولت رانتیر ( دارای درآمد بالا از فروش منابع طبیعی همگانی) است وزرایی مانند آخوندی و هاشمی از عدم دخالت دولت در اقتصاد سخن می گویند. البته شاید هر فردی دیگری هم خود و نزدیکانش صاحب چندین شرکت راه و شهرسازی و بزرگترین کلینیک چشم پزشکی کشور بود از عدم مداخله دولت در این بازار بی در و پیکر ضعیف کش سخن می گفت.
بازاری که قربانیان آن فقط کارگران نبوده و بخشی عظیمی از جامعه اعمم از دانشجویان، معلمان، کارمندان، روستاییان و کشاورزان و بیکاران را نیز شامل می شود.

@kharmagaas