فرهاد قنبری:

فرهاد قنبری:
فروید معتقد است که «دولت ها» و «ارباب قدرت» وسیله بدبینی و ستیز مردم را نسبت به تمدن پدید می آورند.
فروید می گوید همانگونه که محدودیت های فردی موجب واپس زدن امیال می شوند، «محدودیت های اجتماعی» نیز موجب سرکوفته شدن، تمایلات اجتماعی گشته و موجبات انقلاب را را فراهم می آورند.

اگر بر اساس این نظر فروید به انقلاب های بزرگ نظر بیفکنیم می توانیم بگوییم که اغلب انقلابات بزرگ قرن بیستم به خاطر بسته بودن فضاهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و عدم مشارکت داده شدن مردم در این مسائل صورت گرفته، مسئله ای که انباشت آن باعث طغیان و فوران مشارکت سیاسی مردم به شکل خشونت آمیز شده است.

بر اساس این نظریه می توان حوادث سال 88 را یک جنبش اعتراضی تلقی کرد که بیشتر از آنکه سیاسی باشد ( در مفهوم انقلاب سیاسی و اعتراض به بسته بودن فضاهای ابراز وجود سیاسی) خواستار آزادی های اجتماعی و فردی بود.
جامعه ای که پس از سه دهه انسداد آزادی های اجتماعی و تحمیل قواعد سخت گیرانه جنسی و تعیین قائده و چارچوب به حوزه های فردی و خصوصی، دچار یک سرخوردگی و عصبانیت حاصل از انباشت انرژی های غریزی آزاد نشده بود و دنبال مفری برای رها کردن خود می گشت، مفری که نتیجه انتخابات آن را مهیا کرده بود.
@kharmagaas