فرهاد قنبری:. چهار شهریور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث شاعر پرآوازه ایرانی است

فرهاد قنبری:
چهار شهریور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث شاعر پرآوازه ایرانی است.
سيمين بهبهاني در مورد اخوان ثالث می گوید: "اخوان يك شاعر سياسي است، بي‌آن‌كه به سياست چندان گرايشي يا از آن چندان اطلاعي داشته باشد يا صريحا به آن تظاهري كند. شعر او مدام از وقايع و حوادث سياسي كه در كشور مي‌گذرد، بارور مي‌شود"

حق با سیمین بهبهانی است، شعر اخوان با حوادث و اتفاقات سیاسی ایران معاصر گره خورده است.
اخوان به مانند فردوسی نظاره گر به یغما رفتن سرزمینی است که او به مانند«جان» دوست اش دارد. «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» او در نوجوانی در یک بیت این دغدغه و نگرانی خویش را مطرح کرده است «گه سکندر، گه عرب، گاهی مغول، اکنون فرنگ......یک عروس و چند شوهر، ملک دارا را ببین»

اخوان در کوران حوادث سیاسی دهه سی و چهل شمسی گاه با زبانی تلخ و گاه با اندوهی ژرف بر باد رفتن امید، آمال و آرزوهای نسل خود را نظاره نشسته بود، اندوه و تلخی ای که در تمام سروده های او خود را نشان می دهد.

اخوان گاه با عصبانیت ناشی از ناامیدی تاریکی شب را نفرین می کرد "گرگ هاری شده ام
هرزه پوی و دله دو
شب درین دشت زمستان زده ی بی همه چیز" و گاه از خمودگی و تکرار کسالت بار زندگی شکوه می کند "عمر من دیگر چون مردابی ست
راکد و ساکت و آرام و خموش
نه از او شعله کشد موج و شتاب
نه در او نعره زند خشم و خروش"

اخوان با تلخی به خانه آتش گرفته خود می نگریست و فریاد سر می داد، فریادی که هیچ گوش شنوایی برای آن نمی یافت.

اخوان نظاره گر غمزده "باغ بی برگی"
اخوان "راوی افسانه های رفته از یاد"
اخوان "سنگ تیپا خوردن رنجور"ی بود که هیچ دست گرمی را برای فشردن نمی یافت.....
ناامیدی و تلخی پس از کودتای بیست و هشت مرداد چنان بر اخوان تاثیر گذاشته بود که شاعر دل نازک "نه انتظار خبری از کسی داشت" و نه هیچ کورسوی روشنی را در افق دیدگان خود نظاره می کرد.

اخوان خسته از نامرادی ها، دنبال آسمان دیگری می گشت تا شاید جهان دیگری را بر او بگشاید، جهانی که در آن آسمانش رنگ دیگری باشد، آسمانی که در آن دست های نوازشگر بوی خیانت و آزار ندهد... «من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم»

دکتر شفیعی کدکنی در مورد شعر اخوان ثالث می نویسد: "این را با اطمینان می گویم که در شعر صد ساله اخیر ایران، از شعر هیچ کس در شگفت نشده ام جز از بعضی شعر های اخوان ثالث، من نه به عنوان یک مدعی شاعری یا یک معلم کوچک ادبیات فارسی، بلکه فقط به عنوان یک نفر عاشقِ شعر، می توانم بگویم: اغلبِ دیوان ها را که به دستم رسیده خوانده ام. از شعر جمع کثیری از بزرگان شناخته یا ناشناختهء هر قرن لذت بُرده ام.در هر قرنی چند تنی را تحسین کرده ام. اما از شعر های عدهء قلیلی در شگفت شده ام، در عصر خودمان هم شعر های بسیاری خوانده ام و از نمونه هایی لذت برده ام و شعر هایی را تحسین کرده ام، اما از شعر هیچ کس در شگفت نشده ام جز از بعضی شعرهای اخوان ثالث"

مرتضی كاخی هم درباره اخوان ثالث می گوید: "اخوان هميشه عمرش شيفته دو نمونه از انسان بود و با چراغي از شعر و شعور به دنبال اين دو آدم می‌گشت و به ستايش آن‌ها می ‌نشست. يكي انسان رند باستانی و ديگری انسان ايرانی كه اين هر دو در نهايت خود يكی مي شدند. اخوان به انسان عشق می‌ورزيد"

اخوان شاعری است که می توان سالهای سال شعرهای او را خواند و غرق در تفکر و لذت شد.
@kharmagaas