من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
راه، یک کانون مهم در نگاه شاعرانه ست
راه، یک کانون مهم در نگاه شاعرانه ست.من وقتی خارج از وطن بودم،فکر می کردم راه، به خانه می رسدو خانه، از راهِ خانه زیباتر است.اما وقتی به آنچه خانه نامیده می شود و خانه ی حقیقی نیست، باز گشتم این گفته را تغییر دادم و گفتم : " راه خانه، همچنان از خانه زیباتر است "، چرا که رویا، همچنان زیباتر و شفاف تر از واقعیتی است که این رویا از آن زاده می شود. رویا، اکنون یتیم است.
وقتی در خانه ات هستی به تمجید آن نمی پردازی، اهمیت و گرمایش را نمی فهمی اما وقتی آن را از دست می دهی، خانه برای تو به یک دلبستگی کودکانه و آرزو، تبدیل می شود. گویی خانه، هدف نهایی سراسر سفر است.
تبعیدگاه، مفهوم خانه و وطن را در نظر من عمق بخشید، زیرا تبعیدگاه با این دو در تضاد است. اما اکنون من نمی توانم " تبعید " را با نقیض اش یعنی " وطن " تعریف کنم، همینطور وطن را با تبعید. امروز مساله خیلی فرق می کند، وطن و تبعیدگاه، دو مساله در هم تنیده و پیچیده اند.
@kharmagaas
محمود درویش