فرهاد قنبری:. مرگ ملی گرایی

فرهاد قنبری:
مرگ ملی گرایی

زمانی نه چندان دور اخذ تابعیت و پناهندگی کشورهای مختلف از سوی نخبگان علمی و قهرمانان ورزشی کشورمان بسیار عجیب و باور ناپذیر به نظر می رسید.
یادمان می آید هنگام پخش شایعه پیشنهاد ترکیه به رضا زاده چه موج منفی و عجیبی علیه این کشور ایجاد کرده بود و همگان پاسخ قاطع رضا زاده را ستایش می کردند.

اما حالا شرایط کاملا تغییر کرده است. در سالهای اخیر ورزشکاران و دانشمندان جوان بسیاری هستند که با جدیت به دنبال اخذ تابعیت از کشورهای دیگر در قبال دریافت امکانات رفاهی و درآمد بیشتر هستند و این مسئله به یک امر عادی بدل شده است. امروزه در رقابت های مختلف علمی و ورزشی می بینیم که ایرانیان با پرچم کشورهای مختلف شرکت می کنند و موفق به کسب افتخارات مختلفی می شوند. (به عنوان مثال در در المپیک ریو ورزشکار ایرانی برای کشور آذربایجان طلا گرفت یا بسیاری از ورزشکاران با دریافت تابعیت کشورهای مختلف در تیم های ملی آنها مشغول به فعالیت هستند و دانشمندان ایرانی با تابعیت کشورهای دیگر جوایز علمی مختلف را کسب می کنند)

اکثریت جامعه هم دیگر نه تنها به این افراد و تغییر تابعیت آنها واکنش منفی نشان نمی دهد بلکه این عمل را تشویق می کنند و مهر تاییدی بر این تصمیم می زنند.
در سالهای اخیر دیگر معدود افرادی به شعارهایی مانند، ملی گرایی، اهمیت وطن و ماندن تحت هر شرایطی تره خورد می کند و همه دنبال ریسمانی هستند تا ره توشه خود را برداشته و خود را به آن سوی آبها برسانند و زیست جهان دیگری را تجربه نمایند.

ملی گرایی به واسطه عملکرد قبیله گرایانه و کوته فکرانه بسیاری از مسئولان که جز، نوک دماغ و شکم سیری ناپذیر خود، چیزی را ندیده و نمی بینند به واژه ای بی معنی، بی هویت و مضحک بدل شده است که دیگر جز پوزخند واکنش دیگری را بر نمی انگیزد.

ملی گرایان و تفکر ملی گرایی (به واسطه سالها مبارزه با ملی گرایی و تاکید بر امت به جای ملت) روزگار تلخ و ناامید کننده ای را به سر می برند و هیچ افق روشنی را پیش روی خود نمی بینند.
@kharmagaas