خرمگس من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii خرمگس ۱۸:۱۹ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ مدونا از چگونگی سلبریتی شدنش در آمریکا میگوید … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:23, 2.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام خرمگس ۰۰:۳۹ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ بهار که بازمیگردد. شاید دیگر مرا بر زمین بازنیابد. چقدر دلم میخواست باور کنم بهار هم یک انسان است به این امید که بیاید و برایم اشکی بریزد. وقتی میبیند تنها دوست خود را از دست داده است. بهار اما وجود حقیقی ندارد. بهار تنها یک اصطلاح است. حتا گلها و برگهای سبز هم دوباره بازنمیگردند. گلهای دیگری میآیند و برگهای سبز دیگری. همچنین روزهای ملایم دیگری. هیچ چیز دوباره بازنمیگردد. و هیچ چیزی دوباره تکرار نمیشود. ... خرمگس ۰۰:۲۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ میتوان دو دسته از کارگردانها را از یکدیگر جدا کرد؛ دستۀ نخست میکوشند تا جهانی که در آن زندگی میکنند را به تقلید بازس این دستۀ دوم، شاعران سینما هستند. برسون، داوژنکو، میزوگوشی، برگمان، بونوئل، کوروساوا و آنتونیونی از این دستهاند، نام آنها مهمترین نامهای تاریخ سینماست. آثار دشوارشان از الهام درونی آنها سخن دارند و از این رو همواره با ذوق همگان خوانا نیست.». تارکوفسکی ... خرمگس ۰۰:۱۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ ده فیلم برتر عمر کریستف کیشلوفسکی.۱ _همشهری کین ۱۹۴۱ , اورسن ولز.۲ _پسربچه ۱۹۲۱, چارلی چاپلین.۳ _قوش ۱۹۶۹ , کن لوچ.۴ _جاده ۱۹۵۴, فدریکو فلینی.۵ _تنهایی یک دونده استقامت ۱۹۶۲, تونی ریچاردسون.۶ _یک محکوم به مرگ گریخت ۱۹۵۷ روبر برسون.۷_ روشنایی صمیمی ۱۹۶۵ ,ایوان پاسر.۸ _نوازندگان ۱۹۶۰ ,کازیمرز کاراباش.۹ _کودکی ایوان ۱۹۶۲ ,آندری تارکوفسکی.۱۰_ ۴۰۰ ضربه ۱۹۵۹ ,فرانسوا تروفو. ... خرمگس ۱۴:۱۸ ۱۳۹۶/۱۱/۲۷ فرهاد قنبری: باد هر سو که میخواهد میوزد …هر گاه که ناامیدی، خستگی و یاس بر انسان غلبه میکند باید فیلم «یک محکوم به مرگ گریخت» روبر برسون را دوباره به تماشا بنشیند. یک محکوم به مرگ گریخت یا (باد به هر سو که میخواهد میوزد) برسون، داستان مسئولیت پذیری و تلاش همیشگی انسان است، این فیلم در ستایش زندگی و جدال با ناامیدی است. فیلم روایت محکوم شدن یک ستوان فرانسوی به دست نازی هاست که در یک زندان انفرادی منتظر تیرباران شدن است. امیدواری و عشق ورزیدن به آزادی است وجه غالب تک تک دیالوگها و سکانسهای این فیلم است …در یکی از دیالوگهای فیلم میان ستوان و هم سلولی کناری او (که پیر مرد ناامیدی است) میشنویم:. «_ برای چی اینهمه تلاش میکنی؟. +برای مبارزه کردن علیه دیوارها، برای مبارزه علیه درب سلولم، علیه زندان. شما هم باید امیدوار باشید و مبارزه کنید. _امیدوار به چی؟. +به آزادی. ... خرمگس ۲۲:۴۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم. فرمانده. هربار که دستور شلیک میداد من به آخرین نامهی سرباز دشمن فکر میکردم:. «همسر عزیزم. به دخترمان بگو. پدرت به زودی باز خواهد گشت». سوران خرمگس ۲۲:۲۸ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ چه رویایی میتواند برای یک پیرزن تنها که در گذشته دختری خوش قیافه بوده و اکنون شوهرش فوت کرده و پسرش نیز ماهی یکبار به او سر می مرثیهای برای یک رویا _ دارن آرنوفسکی خرمگس ۱۴:۵۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ فرهاد قنبری:. غیاب اتوریته «جوزف کیم» یکی از معدود افرادی است که چند سال پیش موفق به فرار از کره شمالی به آمریکا شده و خاطرات خود را بازگو کرده است. او در یک مصاحبه میگوید «همه در غرب از دولت سرکوبگر و تمامیت خواه در کرۀ شمالی حرف میزنند، اما چیزی که من تجربه کردم، غیاب کامل اتوریته بود و این بسیار بدتر است». در خاطرات او خبری از قانون در این کشور وجود ندارد «و به جز احترام بی چون و چرا به خانواده حاکم» هر کسی میتواند با داشتن کوچکترین مقام قلمرو و قوانین خاص خود را داشته باشد. «غیاب اتوریته» چیزی است که در جامعه ما هم کاملا مشهود است. به وضوح در جامعه مشاهده میکنیم که هر فردی اعمم از بازاری، پزشک، معلم، راننده تاکسی، کارمند و پلیس و … هر گونه که دلشان بخواهد و بدون هیچگونه ترسی از قانون رفتار میکنند. کارمندی که باید به کار ارباب رجوع رسیدگی کند ساعتها با تلفنش بازی میکند، معلمی که باید درس دهد دانش آموزان را کتک میزند، پزشکی که پول اضافی میگیرد، پلیسی که رشوه میخواهد، بازاریی که جنس تقلبی و گران میفروشد و راننده تاکسی که در هوای برفی و بارانی چند برابر کرایهاش را طلب میکند و …در صورت اعتراض و تهدید ... خرمگس ۰۱:۱۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ شرایط به گونهای شده است که همه تلاش میکنند به هم ثابت کنند که به «هیچ چیز اعتقاد ندارند». باید باید. از جامعهای که در آن «هیچ کس» به «هیچ چیز» اعتقاد ندارد ترسید. خرمگس ۱۳:۵۲ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ شعر لویی آراگون (آفیش سرخ). نه شهرت خواسته بودید نه اشک. نه مرثیه و نه نیایشی برای مردگان یازده سال چون باد گذشت، یازده سال. شما تنها سلاحتان را بکار برده بودید. چشمان پارتیزانها به مرگ کور نمیشود. عکس هاتان را بر دیوارهای شهرمان کوبیده بودند. سیاه از ریش و از شب، ژولیده و تهدید آمیز. بر دیوارکوبی که به لکههای خون میماند، تلفظ نام هایتان دشوار بود. می خواستند رهگذران از دیدن نام هایتان وحشت کنند. همانجا که میخواستند عابران را بترسانند. شاید کسی ترجیح نمیداد که شما را فرانسوی ببیند. ... خرمگس ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ آفیش سرخ:.. آفیش سرخ را به فارسی «دیوارکوب-اعلامیه سرخ» نیز ترجمه کردهاند زمانی که پاریس در اشغال نازیها بود و جنبش مقاومت با آنها مبارزه میکرد، تعداد محدودی از پارتیزانهای اسپانیایی مجاری، لهستانی و ارمنی که عاقبت دستگیر و اعدام شدند با فرانسویها علیه نازیها همکاری میکردند. نازیها بعد از دستگیری این افراد با تبلیغات وسیع آنان را تروریست و خائن به فرانسه معرفی کردند و آفیشهایی با عکس پارتیزانها روی در و دیوار خیلی از دیوارهای فرانسه چسباندند که بعدا به آفیش سرخ مشهور شد که به قول آراگون مثل لکههای خونی بر دیوارها بود.۲۲ نفر از آنان در سال ۱۹۴۴ تیرباران شدند و چند ماه بعد یک زن نیز گردن زده شد. (مطابق قوانین آن موقع فرانسه، تیرباران زنها ممنوع بود). بعد از اعدام این افراد، آفیشهای سرخ تا مدتها روی در و دیوارها مانده بود …. آراگون میگوید که در ساعات روز، عابران، به خصوص فرانسویها توجهی به این تصاویر نمیکردند …اما شب …در ساعات حکومت نظامی، انگشتهای سرگردانی روی آفیشها مینوشت که: "این افراد جانشان را به خاطر فرانسه از دست دادهاند …رهبر تیرباران شدگان، شاعری ارمنی از دیار ایروان به نام میساک مانوکیان بود، به همین دلیل هم این گروه به نام گروه « ... خرمگس ۱۳:۲۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ من این صحنه را از یک رستوران در خیابان گرینویچ ویلیج الهام گرفتم، تنها کاری که کردم این بود که صحنه را ساده و رستوران را کمی بزرگ ادوارد هاپر خرمگس ۰۰:۴۰ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ فرهاد قنبری: پیراهن فوتبال گاهی در تن افرادی خود را میبیند که انگار توپ را بهانهای برای نوشتن سطور جدیدی از تاریخ و غرور یک ملت به چرخش در آوردهاند …مردانی که عصیانگری را تا حد انتها پیمودهاند و زیستن همچون یک شهروند معمولی را به سخره گرفتهاند. فوتبال میتواند انرژی رهایی بخش داشته باشد انرژی رهایی بخشی که توسط مردانی مانند سوکراتس و مارادونا به فوتبال دمیده میشد تا سر آغاز جنبش ضد استعماری، ضد نژادپرستی و آزادیی خواهانه باشد تا دلهای بسیاری را با خود همراه کند …دکتر سوکراتس با آن موهای فرفری و خاصش با آن هد بند معروفش فقط چهرهای ترسناک برای مدافعان و دروازه بانان حریف نبود بلکه قلم آتشین او و سخنرانیهای طولانی و تلاش خستگی ناپذیرش برای دموکراسی، وحشتی بی پایان را به جان دیکتاتورها میانداخت. پدر و مادر سوکراتس به علت علاقه زیاد به سقراط نام سوکراتس را برای فرزند خود انتخاب کرده بودند. سقراط فوتبال برزیل یک فوتبالیست معمولی که زندگیش به توپ و چمن خلاصه شود نبود، دکتر سوکراتس بیرون از زمین فوتبال گاهی پزشکی بود که به علاج بیماران میپرداخت و گاهی در عرصه سیاسی ردای دموکراسی خواهی را به تن می ... خرمگس ۰۰:۳۹ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ پست علی کریمی در اینستاگرام خرمگس ۱۸:۰۵ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ اگر میخواهید تلخترین فیلم تاریخ را بسازید یک دوربین به دست بگیرید و در کوچه و خیابانهای شهر راه بروید و هرچه میبید ضبط کنید زیر تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگی است. تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه نگاه به خودمان است … فلینی خرمگس ۰۱:۱۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ تیم ملی فوتبال شبیه دختر رعیت زادهای است که به عقد یک خان (کیروش) درآمده است علی کریمی مدام از تحقیر و زورگوییهای روزانهای که در حق این دختر صورت میگیرد سخن میگوید و محمد رضا ساکت از غذا و لباسی که بر تن این دختر پوشاندهاند. کریمی، تحقیر شدن دختر و زورگویی خان را میبیند و ساکت مدام به ظواهر ارجاع میدهد و از لطف خان در حق رعیت میگوید …در آخر هم خان پیام داده و همه را تهدید میکند …. ... خرمگس ۰۰:۱۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ مناظره علی کریمی و محمد رضا ساکت رمان «محاکمه» کافکا را به ذهن متبادر میکند. محمد رضا ساکت، کشیش و فردوسی پور، وکیل. خرمگس ۲۳:۵۵ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ جغد زیبا تو. در شب مخملى پرواز میکنى. چیزهایى را که دیده نمیشود میبینئ چیزهایى را که شنیده نمیشود، میشنوى. پرهایت، استخونها وبال هایت را به من قرض بده. به من شجاعت قرض بده. تا مثل تو در شب زیبا به پرواز در ایم. الموند خرمگس ۲۲:۳۳ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ به نظرم میرسد که انسان در جامعهای زندگی میکند که در ان تنها برای قویترینها و تلویزیونیترین چهرهها جا هست …میانمایگی هیچ اهم برای موفقیت کافی است در تلویزیون ظاهر شوید و بر مردم اثر بگذارید و از خواست قدرت برخوردار باشید. بنابراین، کمروها، ضعیفها، و درون نگرها کنار گذاشته میشوند و نمیتوانند در این نبرد دشوار شرکت کنند. آسمانهای جهان، گفت و گوی داریوش شایگان با رامین جهانبگلو) ... خرمگس ۲۲:۳۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ توماس: «توی این چهار سال هر بار که رقص تو رو دیدم، انگار داری زور میزنی که تمام حرکاتو کامل و درست انجام بدی اما تا حالا هیچوقت ندیدم که خودتو رها کنی. این همه انضباط واسه چیه؟». نینا: «من فقط میخوام بی عیب و کامل باشم.». توماس: «کمال این نیست که همش خودتو کنترل کنی. یه وقتایی لازمه که خودتو رها کنی. خودتو غافلگیر کن تا بتونی بقیه رو غافلگیر کنی.». سیاه_ دارن آرنوفسکی ... ‹ 117 118 119 120 121 122 123 ›
خرمگس ۱۸:۱۹ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ مدونا از چگونگی سلبریتی شدنش در آمریکا میگوید … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:23, 2.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
خرمگس ۰۰:۳۹ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ بهار که بازمیگردد. شاید دیگر مرا بر زمین بازنیابد. چقدر دلم میخواست باور کنم بهار هم یک انسان است به این امید که بیاید و برایم اشکی بریزد. وقتی میبیند تنها دوست خود را از دست داده است. بهار اما وجود حقیقی ندارد. بهار تنها یک اصطلاح است. حتا گلها و برگهای سبز هم دوباره بازنمیگردند. گلهای دیگری میآیند و برگهای سبز دیگری. همچنین روزهای ملایم دیگری. هیچ چیز دوباره بازنمیگردد. و هیچ چیزی دوباره تکرار نمیشود. ...
خرمگس ۰۰:۲۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ میتوان دو دسته از کارگردانها را از یکدیگر جدا کرد؛ دستۀ نخست میکوشند تا جهانی که در آن زندگی میکنند را به تقلید بازس این دستۀ دوم، شاعران سینما هستند. برسون، داوژنکو، میزوگوشی، برگمان، بونوئل، کوروساوا و آنتونیونی از این دستهاند، نام آنها مهمترین نامهای تاریخ سینماست. آثار دشوارشان از الهام درونی آنها سخن دارند و از این رو همواره با ذوق همگان خوانا نیست.». تارکوفسکی ...
خرمگس ۰۰:۱۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ ده فیلم برتر عمر کریستف کیشلوفسکی.۱ _همشهری کین ۱۹۴۱ , اورسن ولز.۲ _پسربچه ۱۹۲۱, چارلی چاپلین.۳ _قوش ۱۹۶۹ , کن لوچ.۴ _جاده ۱۹۵۴, فدریکو فلینی.۵ _تنهایی یک دونده استقامت ۱۹۶۲, تونی ریچاردسون.۶ _یک محکوم به مرگ گریخت ۱۹۵۷ روبر برسون.۷_ روشنایی صمیمی ۱۹۶۵ ,ایوان پاسر.۸ _نوازندگان ۱۹۶۰ ,کازیمرز کاراباش.۹ _کودکی ایوان ۱۹۶۲ ,آندری تارکوفسکی.۱۰_ ۴۰۰ ضربه ۱۹۵۹ ,فرانسوا تروفو. ...
خرمگس ۱۴:۱۸ ۱۳۹۶/۱۱/۲۷ فرهاد قنبری: باد هر سو که میخواهد میوزد …هر گاه که ناامیدی، خستگی و یاس بر انسان غلبه میکند باید فیلم «یک محکوم به مرگ گریخت» روبر برسون را دوباره به تماشا بنشیند. یک محکوم به مرگ گریخت یا (باد به هر سو که میخواهد میوزد) برسون، داستان مسئولیت پذیری و تلاش همیشگی انسان است، این فیلم در ستایش زندگی و جدال با ناامیدی است. فیلم روایت محکوم شدن یک ستوان فرانسوی به دست نازی هاست که در یک زندان انفرادی منتظر تیرباران شدن است. امیدواری و عشق ورزیدن به آزادی است وجه غالب تک تک دیالوگها و سکانسهای این فیلم است …در یکی از دیالوگهای فیلم میان ستوان و هم سلولی کناری او (که پیر مرد ناامیدی است) میشنویم:. «_ برای چی اینهمه تلاش میکنی؟. +برای مبارزه کردن علیه دیوارها، برای مبارزه علیه درب سلولم، علیه زندان. شما هم باید امیدوار باشید و مبارزه کنید. _امیدوار به چی؟. +به آزادی. ...
خرمگس ۲۲:۴۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم. فرمانده. هربار که دستور شلیک میداد من به آخرین نامهی سرباز دشمن فکر میکردم:. «همسر عزیزم. به دخترمان بگو. پدرت به زودی باز خواهد گشت». سوران
خرمگس ۲۲:۲۸ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ چه رویایی میتواند برای یک پیرزن تنها که در گذشته دختری خوش قیافه بوده و اکنون شوهرش فوت کرده و پسرش نیز ماهی یکبار به او سر می مرثیهای برای یک رویا _ دارن آرنوفسکی
خرمگس ۱۴:۵۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ فرهاد قنبری:. غیاب اتوریته «جوزف کیم» یکی از معدود افرادی است که چند سال پیش موفق به فرار از کره شمالی به آمریکا شده و خاطرات خود را بازگو کرده است. او در یک مصاحبه میگوید «همه در غرب از دولت سرکوبگر و تمامیت خواه در کرۀ شمالی حرف میزنند، اما چیزی که من تجربه کردم، غیاب کامل اتوریته بود و این بسیار بدتر است». در خاطرات او خبری از قانون در این کشور وجود ندارد «و به جز احترام بی چون و چرا به خانواده حاکم» هر کسی میتواند با داشتن کوچکترین مقام قلمرو و قوانین خاص خود را داشته باشد. «غیاب اتوریته» چیزی است که در جامعه ما هم کاملا مشهود است. به وضوح در جامعه مشاهده میکنیم که هر فردی اعمم از بازاری، پزشک، معلم، راننده تاکسی، کارمند و پلیس و … هر گونه که دلشان بخواهد و بدون هیچگونه ترسی از قانون رفتار میکنند. کارمندی که باید به کار ارباب رجوع رسیدگی کند ساعتها با تلفنش بازی میکند، معلمی که باید درس دهد دانش آموزان را کتک میزند، پزشکی که پول اضافی میگیرد، پلیسی که رشوه میخواهد، بازاریی که جنس تقلبی و گران میفروشد و راننده تاکسی که در هوای برفی و بارانی چند برابر کرایهاش را طلب میکند و …در صورت اعتراض و تهدید ...
خرمگس ۰۱:۱۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ شرایط به گونهای شده است که همه تلاش میکنند به هم ثابت کنند که به «هیچ چیز اعتقاد ندارند». باید باید. از جامعهای که در آن «هیچ کس» به «هیچ چیز» اعتقاد ندارد ترسید.
خرمگس ۱۳:۵۲ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ شعر لویی آراگون (آفیش سرخ). نه شهرت خواسته بودید نه اشک. نه مرثیه و نه نیایشی برای مردگان یازده سال چون باد گذشت، یازده سال. شما تنها سلاحتان را بکار برده بودید. چشمان پارتیزانها به مرگ کور نمیشود. عکس هاتان را بر دیوارهای شهرمان کوبیده بودند. سیاه از ریش و از شب، ژولیده و تهدید آمیز. بر دیوارکوبی که به لکههای خون میماند، تلفظ نام هایتان دشوار بود. می خواستند رهگذران از دیدن نام هایتان وحشت کنند. همانجا که میخواستند عابران را بترسانند. شاید کسی ترجیح نمیداد که شما را فرانسوی ببیند. ...
خرمگس ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ آفیش سرخ:.. آفیش سرخ را به فارسی «دیوارکوب-اعلامیه سرخ» نیز ترجمه کردهاند زمانی که پاریس در اشغال نازیها بود و جنبش مقاومت با آنها مبارزه میکرد، تعداد محدودی از پارتیزانهای اسپانیایی مجاری، لهستانی و ارمنی که عاقبت دستگیر و اعدام شدند با فرانسویها علیه نازیها همکاری میکردند. نازیها بعد از دستگیری این افراد با تبلیغات وسیع آنان را تروریست و خائن به فرانسه معرفی کردند و آفیشهایی با عکس پارتیزانها روی در و دیوار خیلی از دیوارهای فرانسه چسباندند که بعدا به آفیش سرخ مشهور شد که به قول آراگون مثل لکههای خونی بر دیوارها بود.۲۲ نفر از آنان در سال ۱۹۴۴ تیرباران شدند و چند ماه بعد یک زن نیز گردن زده شد. (مطابق قوانین آن موقع فرانسه، تیرباران زنها ممنوع بود). بعد از اعدام این افراد، آفیشهای سرخ تا مدتها روی در و دیوارها مانده بود …. آراگون میگوید که در ساعات روز، عابران، به خصوص فرانسویها توجهی به این تصاویر نمیکردند …اما شب …در ساعات حکومت نظامی، انگشتهای سرگردانی روی آفیشها مینوشت که: "این افراد جانشان را به خاطر فرانسه از دست دادهاند …رهبر تیرباران شدگان، شاعری ارمنی از دیار ایروان به نام میساک مانوکیان بود، به همین دلیل هم این گروه به نام گروه « ...
خرمگس ۱۳:۲۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ من این صحنه را از یک رستوران در خیابان گرینویچ ویلیج الهام گرفتم، تنها کاری که کردم این بود که صحنه را ساده و رستوران را کمی بزرگ ادوارد هاپر
خرمگس ۰۰:۴۰ ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ فرهاد قنبری: پیراهن فوتبال گاهی در تن افرادی خود را میبیند که انگار توپ را بهانهای برای نوشتن سطور جدیدی از تاریخ و غرور یک ملت به چرخش در آوردهاند …مردانی که عصیانگری را تا حد انتها پیمودهاند و زیستن همچون یک شهروند معمولی را به سخره گرفتهاند. فوتبال میتواند انرژی رهایی بخش داشته باشد انرژی رهایی بخشی که توسط مردانی مانند سوکراتس و مارادونا به فوتبال دمیده میشد تا سر آغاز جنبش ضد استعماری، ضد نژادپرستی و آزادیی خواهانه باشد تا دلهای بسیاری را با خود همراه کند …دکتر سوکراتس با آن موهای فرفری و خاصش با آن هد بند معروفش فقط چهرهای ترسناک برای مدافعان و دروازه بانان حریف نبود بلکه قلم آتشین او و سخنرانیهای طولانی و تلاش خستگی ناپذیرش برای دموکراسی، وحشتی بی پایان را به جان دیکتاتورها میانداخت. پدر و مادر سوکراتس به علت علاقه زیاد به سقراط نام سوکراتس را برای فرزند خود انتخاب کرده بودند. سقراط فوتبال برزیل یک فوتبالیست معمولی که زندگیش به توپ و چمن خلاصه شود نبود، دکتر سوکراتس بیرون از زمین فوتبال گاهی پزشکی بود که به علاج بیماران میپرداخت و گاهی در عرصه سیاسی ردای دموکراسی خواهی را به تن می ...
خرمگس ۱۸:۰۵ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ اگر میخواهید تلخترین فیلم تاریخ را بسازید یک دوربین به دست بگیرید و در کوچه و خیابانهای شهر راه بروید و هرچه میبید ضبط کنید زیر تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگی است. تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه نگاه به خودمان است … فلینی
خرمگس ۰۱:۱۶ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ تیم ملی فوتبال شبیه دختر رعیت زادهای است که به عقد یک خان (کیروش) درآمده است علی کریمی مدام از تحقیر و زورگوییهای روزانهای که در حق این دختر صورت میگیرد سخن میگوید و محمد رضا ساکت از غذا و لباسی که بر تن این دختر پوشاندهاند. کریمی، تحقیر شدن دختر و زورگویی خان را میبیند و ساکت مدام به ظواهر ارجاع میدهد و از لطف خان در حق رعیت میگوید …در آخر هم خان پیام داده و همه را تهدید میکند …. ...
خرمگس ۰۰:۱۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ مناظره علی کریمی و محمد رضا ساکت رمان «محاکمه» کافکا را به ذهن متبادر میکند. محمد رضا ساکت، کشیش و فردوسی پور، وکیل.
خرمگس ۲۳:۵۵ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ جغد زیبا تو. در شب مخملى پرواز میکنى. چیزهایى را که دیده نمیشود میبینئ چیزهایى را که شنیده نمیشود، میشنوى. پرهایت، استخونها وبال هایت را به من قرض بده. به من شجاعت قرض بده. تا مثل تو در شب زیبا به پرواز در ایم. الموند
خرمگس ۲۲:۳۳ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ به نظرم میرسد که انسان در جامعهای زندگی میکند که در ان تنها برای قویترینها و تلویزیونیترین چهرهها جا هست …میانمایگی هیچ اهم برای موفقیت کافی است در تلویزیون ظاهر شوید و بر مردم اثر بگذارید و از خواست قدرت برخوردار باشید. بنابراین، کمروها، ضعیفها، و درون نگرها کنار گذاشته میشوند و نمیتوانند در این نبرد دشوار شرکت کنند. آسمانهای جهان، گفت و گوی داریوش شایگان با رامین جهانبگلو) ...
خرمگس ۲۲:۳۱ ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ توماس: «توی این چهار سال هر بار که رقص تو رو دیدم، انگار داری زور میزنی که تمام حرکاتو کامل و درست انجام بدی اما تا حالا هیچوقت ندیدم که خودتو رها کنی. این همه انضباط واسه چیه؟». نینا: «من فقط میخوام بی عیب و کامل باشم.». توماس: «کمال این نیست که همش خودتو کنترل کنی. یه وقتایی لازمه که خودتو رها کنی. خودتو غافلگیر کن تا بتونی بقیه رو غافلگیر کنی.». سیاه_ دارن آرنوفسکی ...