من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
فرهاد قنبری:. آندری روبلف_ تارکوفسکی
فرهاد قنبری:
آندری روبلف_ تارکوفسکی
فیلم آندری روبلف ساخته آندره تارکوفسکی فیلسوف بزرگ تاریخ سینما روایت نقاش و شمایل نگار روسی قرون وسطی به نام «آندره روبلف» است.
تمام دیالوگ ها و سکانس های این فیلم نسبتا طولانی، نشانی از تفکری عمیق و انسجام ساختاری قدرتمند است.
فیلم آندری روبلف برای من یاد آور این قسمت از شعر قصیده بلند «ادوارد»، محمود درویش بود :
«یک خواننده است که سؤال میکند:
شعر چه چیز را هنگامِ فاجعه برای گفتن دارد؟
خون،
و خون،
خون
در سرزمینات.....»
درگیری ذهنی روبلف در این فیلم همان سوال محمود درویش در این شعر است. درویش می گوید شعر چه چیز هنگام فاجعه برای گفتن دارد؟ سوالی که درگیری ذهنی روبلف با خود در سرتاسر فیلم است. اینکه «هنرمند چه چیز برای گفتن در زمان فاجعه دارد؟»
روسیه تصویر شده در این فیلم، روسیه ای اشغال شده، قحطی زده، طاعونی، خشک مقدس، خشن و بی احساس است و نگاه پرسشگر روبلف که دنبال پاسخی برای نقش خود به عنوان هنرمند در برابر این فاجعه است.
البته سوال های تارکوفسکی در این فیلم فقط برای آندره روبلف نیست و او همه هنرمندان در همه دوره های تاریخی را مخاطب خود قرار می دهد.
اینکه آیا هنرمند باید فقط به نفع شخصی و شهرت خود بیاندیشد؟ آیا هنرمند در قبال خشونت، اشغال و قتل و عام در اطرافش وظیفه ای بر عهده ندارد؟ آیا هنرمند در فقر، قحطی و طاعون زدگی جسمی و فرهنگی جامعه، تعهدی بر دوش ندارد؟ و مواردی از این قبیل درگیرهای ذهنی آندری روبلف است که او را به چالشی مداوم با خود می کشد.
آندره روبلف فیلمی است که هر هنرمند و (شاید هر انسانی) باید با دقت آن را به تماشا بنشیند.
@kharmagaas