من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
فرهاد قنبری:. این خود تحقیری بزرگ برای افراد در شرایط مختلفی اتفاق میافتد
فرهاد قنبری:
به گفته ریچارد رورتی : بالاترین تحقیر زمانی است که خویشتن را در و ضع و حالی بیابیم که در آن داستانی که در مورد خویش و برای خود روایت می کرده ایم _تصویر فرد امین و پرهیزکاری که من از خود داشته ایم _دیگر در نظرمان پوچ و یاوه جلوه کند»
این خود تحقیری بزرگ برای افراد در شرایط مختلفی اتفاق می افتد. گاهی برای پیر اندرزگویی که در دام عشق زنی اغواگیر همه چیز خود را از کف می دهد.
گاهی برای استاد اخلاقی که سر از پاتایا در می آورد.
گاهی برای سیاست مداری که ژست روشنفکری و اخلاق مداری و دغدغه حقوق شهروندی می گیرد ولی در بزنگاه حساب های بانکیش و منافع شخصیش را ترجیح می دهد.
اما مسئله اینجاست که در ازای به دست آوردن چه چیزی به این حد از تحقیر تن می دهیم؟
تحقیری که شب و روز رهایمان نخواهد کرد.
حق با رورتی است،بالاترین تحقیر یک انسان آنجاست که به نزد خویشتن تصویر موجودی ذلیل، کریه المنظر و حقیر از خود داشته باشد.
در چنین شرایطی اگر تمام دنیا به افتخار او بلند شوند، اگر تمام ثروت دنیا در اختیار او باشد باز همان موجود حقیر و فرومایه ای خواهد بود که مدام برای فرار از خویشتن به تایید دیگری پناه خواهد برد.
این روزهای تصاویر مربوط به صاحب کارخانه چسب هل از چنین شخصیتی پرده برداری می کند. شخصی که تمام عقده ها و حقارت خود به نزد خویش را در خواست احترام و پذیرش دیگران طلب می کند.
اما او فقط یک فرد از بسیاری افرادی است که چنین تحقیر فلاکت باری را به جان می خرند ولی حاضر نیستند برای لحظه ای هم شده نقاب نمایش را کنار زده و با خویشتن خود مواجه شوند.
telegram.me/kharmagaas