فرهاد قنبری:

فرهاد قنبری:
جنگ ایران و عراق از ابتدا با حمله به امکان مسکونی و ایجاد وحشت در دل مردم خوزستان آغاز شد. صدام حسین و همراهانش به سادگی تصور می کردند که اوضاع داخلی ناآرام ایران بهترین فرصت را در اختیارشان قرار داده است تا تمام عقده های تاریخی خود از ایران را جبران کنند.
جنگ ایران و عراق شبیه سایر جنگ های ویرانگر قرن بیستم نبود که در آن دو طرف جنگ سربازانی یونیفورم پوش و آموزش دیده و آشنا به جدیدترین متدهای نظامی باشند.

جنگ ایران و عراق از ابتدا جنگی نابرابر و ضد انسانی بود.
در یک طرف جنگ دیکتاتوری خونخوار با حمایت قدرت های بزرگ جهانی و منطقه ای قرار داشت که رویایی گسترش قلمرو خود را در سر می پرواند و در سوی دیگر کشوری در شرایط انقلابی با نهادهای نظامی بی شکل و از هم گسیخته.

جنگ ایران و عراق روایت حماسه بود.
حماسه روستاییان، حاشیه نشینان، مطرودان اجتماعی و نوجوانانی که در آنی ، بیل و داس و دفتر و کتاب و مدرسه را رها کرده ، تفنگ به دست گرفته و راهی مرزها شدند تا "خاک بخورند ولی خاک به بیگانه ندهند"

راوی افسانه های شهامت و غیرت در جنگ ایران و عراق، ژنرال ها و ارتشبدهای پر از مدال و لوح افتخار نبودند.
در این آوردگاه پر درد و غمبار، قلم تاریخ نگاری و حماسه سرایی در دست جوانان ساده پوش و خاکی ای بود که هر شب در گوشه سنگرها حماسه فتحی جدید را دوره می کردند.

اینجا قلب بزرگ محمد جهان آرا بود و کوچه پس کوچه های خرمشهر تا در هلهله پیروزمندانه متجاوزان رعشه بیفکند.

جنگ ایران و عراق، جنگ یک ارتش منظم و مورد حمایت قدرت های جهانی در مقابل ملتی بود که جز دست های رو به آسمان پدارنش ، جز قلب های شکسته و اشک های مادرانش، جز اراده جوانانش هیچ سلاح و حامی دیگری نداشت.

خرمشهر بخشی کوچکی از وطن نبود بلکه شهری با دهها میلیون جمعیت بود که یکصدا فریاد می زدند " ما همه خرمشهریم"
@kharmagaas