من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
فرهاد قنبری:
فرهاد قنبری:
اگر نظر سنجی دیگری اینبار از معلمان در مورد آخرین کتابی که خوانده اند یا در مورد تئاتر و سینما بپرسند به نظر نتیجه اسفناک تر از نمایندگان مجلس خواهد بود.
اکثریت معلمان از سویی به علت شرایط معیشتی و درآمدی خود و از سوی دیگر به خاطر شرایط حاکم بر وزارت آموزش و پرورش ، مدارس و کلاس درس ها از شغل خود ناراضی هستند و این نارضایتی را در نگاه خود به هر نوع کالای فرهنگی به ویژه کتاب نشان می دهند.
بخش اصلی قوانینی که در حوزه فرهنگ توسط مجلس تصویب می شود قرار است در مدارس به دانش آموزان توسط معلمان منتقل شود، سیکل معیوب قانونگذاری و اجرایی که خروجی آن چیزی در اندازه های صفر و پوچ است.
نگاه قانونگذار و مجری به کتاب و آموزش به عنوان مقوله ای شغل ساز و در نهایت پول ساز است.
یکی از سوالات همیشه در سالهای تحصیلی این است که در آینده می خواهید چکاره بشوید؟
در این سوال این اصل بدیهی انگاشته شده است که ما آمده ایم مدرسه تا کاره ای بشویم.
هیچگاه از دانش آموزی پرسیده نمی شود که آمده اید مدرسه که چه بیاموزید؟
در واقع از ابتدا در ذهن دانش آموزان اینگونه جا انداخته می شود که مدرسه و تحصیل مکانی برای پیدا کردن شغل و در نتیجه کسب سود و درآمد بیشتر است.
با چنین نگاهی دیگر اغلب دانش آموزان علاقه ای به مطالعه ادبیات و داستان ، شعر و هنر و امثالهم نشان نمی دهند.
سیستم آموزشی از ابتدا به آنها قول کار داده است و برای رسیدن به آن کار هم ابزارهایی را به او معرفی کرده است. (کلاس کنکور، کلاس تست و...)
اموری مانند آموزش چگونه زیستن، آموزش احترام به حقوق دیگری، حقوق شهروندی، آموزش سیاسی اجتماعی، آموزش هنری و ....رسالت های اصلی آموزش و پرورش هستند که همه به طور کامل فراموش شده اند.
در این رویکرد مقوله کتابخوانی جز به عنوان ابزاری برای کسب شغل بهتر تعریف نشده است و صرف وقت برای کتاب غیر درسی و غیر تخصصی رشته مربوطه اتلاف وقت تلقی می شود.
نگاه به هنر در اندیشه قانونگذاران و مجریان بدتر از حوزه کتاب است.
زنگ هنر اغلب به عنوان زنگ اضافی مدارس و پر کردن زنگ خالی دبیرانی که برنامه هایشان به مشکل خورده است نگریسته می شود، قانونگذاران و مجریانی که صرف وقت برای موسیقی ، ادبیات نمایشی، سینما و سایر هنرها را اتلاف وقت تلقی کرده و شناختی هم نسبت به هنر ندارند.
نتیجه این رویکرد ها در خروجی سیستم آموزشی خود را نشان می دهد، خروجی مدارس چنان که مشاهده می کنیم اغلب نوجوانانی افسرده، خش و ناامید ی است که نه تجربه ای برای زندگی در اجتماع آموخته اند و نه شناختی از فرهنگ و هنر و ارزش کتابخوانی دارند.
telegram.me/kharmagaas