من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
نمایشنامه فدر اثر راسین، ورتر گوته، گلهای بد بودلر، آناکارنین تولستوی با وجودی که از نظر موضوع متفاوتند، مناسبات جنسی در آنها به ش
نمایشنامه فدر اثر راسین، ورترِ گوته، گلهای بدِ بودلر، آناکارنینِ تولستوی با وجودی که از نظر موضوع متفاوتند، مناسبات جنسی در آنها به شکل عالی خود متجلی است، از بی بند و باری در سراسر این آثار نشانی نیست. عشق با آنکه نقش ویرانگری دارد معذلک این ویرانگری در مفهوم اخلاقی و اجتماعی آن به کار نرفته و منحصراً فلسفی و وجود شناسانه است. این شاهکارهای ادبی در حقیقت آن سوی خیر و شر و بالاتر از سطح اخلاق جامعه قرار دارند از این رو بر پایه ی اصول مبتنی بر واقعیت های موجود نمی توان محتوای آثار یاد شده را ارزیابی نمود. اصولی که مورد انکار اروس واقع شده است. اما در داستان های امروز، نظیرِ: دائم الخمرهای داستان هایِ اونیل یا انسان های خشمگینِ فاکنر و داستان هایی از قبیل اتوبوسی به نام هوس، گربه روی شیروانی داغ، لولیتا، که در همگی هوسرانی های هالیوود و نیویورک مجسم شده است، مسائل جنسی به اسلوب واقع گرایانه تبیین گردیده است، قهرمان های داستان غالباً کامیابند و کمتر کارشان به ناکامی می انجامد. با وجودی که در طی داستان، آدم ها بیشتر بی بند و بار، خشن، دلیر و بی پروایند، ولی چون به تسکین تمایلات شهوانی خود موفق می شوند روح پرخاشگری از وجودشان رخت بر می بندد و به انسان هایی سازگار با اوضاع و راضی و خشنود تبدیل می شوند.
@kharmagaas
هربرت مارکوزه_انسان تک ساحتی