بنویس!. من عربم. به شماره‌ی کارت شناسایی‌ پنجاه هزار

بنویس!
من عربم
به شماره‌ی کارت شناسایی‌ پنجاه هزار
با هشت سر عائله
که نهمی پس از همین تابستان به دنیا می‌آید
خشمگینی!؟

بنویس!
من یک کارگر عربم
که با همقطارانم در معدن کار می‌کنم
نُه سَر عایله دارم
و باید از دلِ سنگِ خارا
جامه و نان و کتاب‌شان دهم
نه از تو صدقه می‌خواهم
نه بر درِ سرایِِ تو خود را کوچک می‌کنم
آیا همچنان خشمگینی!؟

بنویس!
من عربم
نامی بدون عنوانم!
صبور، در کشوری که مردمش سراپا خشمند
ریشه‌هایم قبل از اینکه زمان متولد شود
متولد شدند
قبل از این که تاریخ آغاز شود
قبل از توّلدِ کاج‌ها و درختانِ زیتون
و قبل از رویش گیاهان

فرزند خانواده‌ای دهقانم
پدرم... اشراف‌زاده نبود
و پدر بزرگم کشاورزی بود بی هیچ امتیاز طبقاتی
بی هیچ شجره‌نامه‌ای
که قبل از قرائتِ کتب
سربلندی‌ را به من آموخت
و خانه‌ام به کوخِ ناطورانِ دشت شبیه است
ساخته شده از ترکه و ساقه‌های توخالی
آیا از موقعیّت من رضایتِ کامل داری؟
من نامی بدون عنوانم!

بنویس!
من عربم
تو باغستان‌های اجدادی‌ام را ربوده‌ای
و زمینی را که من و فرزندانم
بر آن کِشت می‌کردیم
و جز همین صخره‌های سخت، چیزی برایمان باقی نگذاشتی
و چنان که می‌گویند حکومت همین را هم از ما باز خواهد ستاند

بنابراین!
بالای صفحه اول بنویس!
من از کسی متنفّر نیستم
و بر احدالنّاسی خشم نمی‌گیرم
اما اگر گرسنه شوم
گوشت غاصب غذایم خواهد بود
پس بترسید! از گرسنگی و خشمم
بترسید!
@kharmagaas
محمود درویش