آیا زبان بازنمایی واقعیت است و آن‌چه ما در قالب زبان به چیزها نسبت می‌دهیم، با واقعیت چیزها در خودشان منطبق است؟

آیا زبان بازنمایی واقعیت است و آن‌چه ما در قالبِ زبان به چیزها نسبت می‌دهیم، با واقعیت چیزها در خودشان منطبق است؟
نیچه در رساله‌ی «در بابِ حقیقت و دروغ در مفهومی غیراخلاقی» به بررسی این پرسش می‌پردازد. او بر این باور است که زبان صرفاً قراردادی اجتماعی‌ میان انسان‌هاست و ما هیچ راهی برای فهمیدن این نداریم که اشیا فی‌نفسه و در ذاتِ خود به چه شکلی هستند و چه حقیقتی دارند. زبان صرفاً به‌مثابه استعاره‌هایی‌ست که ما به واقعیت نسبت می‌دهیم و لزوماً با آن تطابقی ندارد. ماریا پوپوا در این مقاله با اشاره به دیدگاه‌های اندیشمندان زیادی همچون هانا آرنت، کارل پوپر، برتراند راسل، لارا رایدینگ، آنا دیویر ‌‌اسمیت، تاگور و پاسکال، نشان می‌دهد که نیچه مدت‌ها پیش از آنها به قراردادی بودنِ زبان پی برده است و نشان داده است که حتی قوانین طبیعت که در علوم تجربی و ریاضیات به آنها پی می‌بریم و ظاهراً با طبیعت هم‌خوانی دارند ناشی از شیوه‌ی ادراکِ ما به عنوانِ گونه‌های انسانی‌اند و اگر ما می‌توانستیم جهان را از زاویه‌ی دید یک موجود دیگر تجربه کنیم، متوجه می‌شدیم نه تنها جهان شاید به کل با آنچه ما تجربه می‌کنیم فرق داشته باشد، بلکه شاید حتی قوانین دیگری بر آن حکم‌فرما باشند.

ادامه‌ٔ مطلب را می‌توانید در این نشانی بخوانید:
http://falsafidan.com/2018/08/metaphor/

@linguiran🍃🌺🍃