کد شامد 1-1-717929-61-4-1 احراز هویت کانال در سامانه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی http://t.me/itdmcbot?start=linguiran https://eitaa.com/linguiran https://sapp.ir/linguiran @linguirani ارتباط
✅ چهار جهت اصلی و فعل دو ریشهای «آمدن»
✅ چهار جهت اصلی و فعل دو ریشهای "آمدن"
فعل "آمدن" از فعلهایی است که بن ماضی و بن مضارع آن از دو ریشه متفاوت بهدست میآید.
بن ماضی از ریشه gam است ولی بن مضارع آن از ریشه i یا ay است.
در زبان لاتین هم مصدر ire به معنی رفتن است و با پیشوند ex به معنی بیرون، لغت خروج به صورت exit ساخته میشود.
شکل i صورت ضعیف این ریشه است و صورت متوسط آن میشود ay وقتی که پیشوند / آ / میگیرد:
ā + ay ▶️ āy فارسی میانه
ماده مضارع این فعل در فارسی میانه بهصورت ساده ساخته میشود ولی در پهلوی اشکانی ماده مضارع این فعل از ماده آغازی آمده است:
ā + ay + s- ▶️ ās-
مثلا āsēd در پهلوی اشکانی یعنی 'آید'
این واج /س/ که بعد ریشه ay آمده است نشانه inchoative یا فعل آغازی است. فعل آغازی یعنی کاری را شروعکردن؛ مثلا در زبان اسپرانتو موقعی که میخواهند بگویند: "من مدتهای نه چندان پیش شروع کردم به یادگیری زبان اسپرانتو." میگوییم:
Antau nelonge mi eklernis la lingvon Esperanton.
فرق eklernis با lernis در این است که اولی یعنی شروع کردم به یادگیری ولی دومی یعنی یادگرفتم. اینجا ek پیشوند فعل آغازی است.
در زبان هند و اروپایی اولیه فعل آغازی وجود داشت ولی بر اثر تحول زبانها نقش آن کمرنگتر شد.
فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین که منشا اشکانی دارد - درواقع متنی که در اختیار او بود مثل یادگارزریران که مخلوطی از پهلوی اشکانی و ساسانی بود- میگوید:
'خور آسان' آن بود کز وی خور آسد
خور آسد پهلوی باشد خور آید
این واژه خراسان یا خور آسان یا خاور
xwarāsān
در اصل پهلوی اشکانی است و مرکب است از :
xwar- + -ās- + -ān
جزء اول آن، -xwar ، یعنی: "خورشید"
جزء دوم یا "آس" بن مضارع فعل آمدن است در پهلوی اشکانی، و جزء سومش یعنی "آن" پسوند مکان است.
روی هم xwarāsān یعنی "جایی که خورشید می آید."
واژه ērag در متون تورفانی به معنی "جنوب" است و این کلمه ērag مشتق شده است از : ēr به معنی "زیر"
و پسوند ag- .
در فارسی میانه nēmrôz هم گفته شده که علت نجومی داشته و آنجا را ظهر قانونی حساب میکردند. کلمه "نیمروز " به "سیستان" اطلاق میشده که در جنوب واقع است. همینطور هم کلمه "خراسان" به استان خراسان اتلاق شده که در شرق واقع است.
اما کلمه "خاوران" که در اصل به صورت xwarpara^n
بوده در معنی "مغرب" بهکار میرفت. این کلمه از سه جزء تشکیل می شود:
xwar + par + ān
که -xwar به معنی "خورشید" و جزء دومش یعنی par صورت دیگری است از ریشه "bar" که این ریشه یعنی "عبور کردن، گذشتن". جزء آخرش، ān، پسوند مکان است. این واژه تحتاللفظ یعنی "محلی که خورشید میرود". در فارسی اینگونه تحول پیدا کرده است:
خاور ▶️ خاوران ▶️ خوربران
و "شمال" را abāxtar میگفتند که ضد کلمه ērag است بهمعنی "بالاتر یا بیشتر"
و به abāz و abāč مرتبط است. همین کلمه در فارسی شده: "باختر"
این دو کلمه یعنی "خاور" (= مغرب) و "باختر" (= شمال) بهتدریج اولی برای شرق و دومی برای غرب بهکار میرود.
خلاصه بگوییم، واژه "خاور" بازمانده کلمه "خوربران" یا xwarparân است که در اوستا به صورت hvare-varân آمده است و از لحاظ ریشهشناسی بهمعنی "محلی که خورشید میرود" میباشد پس دراصل یعنی: "مغرب" و همان صورتی که در شاهنامه بهکار رفته درستتر است.
#فریبرز_کوچکی_زاد
@linguiran🍃🌺🍃