به خدا دیگر جرات بررسی سایت‌های ایران‌شناسی و زبان‌شناسی ایرانی را ندارم

به خدا دیگر جرات بررسی سایت‌های ایران‌شناسی و زبان‌شناسی ایرانی را ندارم. هنوز شب هفت یارشاطر نیامده، که ژیلبر لازارِ بزرگ هم تنهایمان می‌گذارد. دریغ که گویی بنا نیست از عزا درآییم، و به قول حضرت حافظ: "هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم".
استاد لازار را از روزگار دانشجویی می‌شناختم و کتاب‌های ایشان با ترجمه خانم بحرینی را خوانده بودم. در سال ۲۰۰۵ در لایپزیگ و در سال ۲۰۱۳ در هامبورگ محضرش را درک کردم. تکریم زبان‌شناسان بزرگی چون استاد گرنوت ویندفور، استاد دان استیلو و استاد علی اشرف صادقی را نسبت به او دیدم و خودم هم توفیق کسب فیض در دو مدرسه تابستانی بالا را پیدا کردم.
چند سال پیش تصمیم گرفتم کتابی با عنوان Studies on the Typology of Iranian Languages گردآوری کنم. استادان مستقیم خودم قابل ندانستند و مقاله ندادند، ولی لازار فرستاد. با فروتنی بسیار و در سن بالای ۹۰ سالگی، به‌طور اتفاقی و درست در روز تولدم برایم مقاله‌ای ارسال فرمود با نام Aspect in Iranian. Two Systems: Persian and Pashto.
اکنون که کتاب به ویراستاری مشترک دوستم علیرضا کورنگی و من در انتشارات موتون در برلین زیر چاپ است، دریغا که استاد را نداریم تا با حضورش کتاب را رونمایی کنیم.
با رفتن یارشاطر و لازار، ایران‌شناسی یتیم شد. تسلیت بسیار به ایران‌شناسان، ایران‌دوستان، و علاقه‌مندان زبان‌شناسیِ ایرانی.
#دکتر_بهروز_محمودی_بختیاری

@linguiran🍃🌺🍃