در زبان هندواروپایی اولیه واژه «اسب» احتمالا ekwos* بوده است که این ریشه در لاتین به شکل equus و در یونانی به شکل hippos در می‌آید

در زبان هندواروپایی اولیه واژه "اسب" احتمالا ekwos* بوده است که این ریشه در لاتین به شکل equus و در یونانی به شکل hippos در می آید. اسم خاص "فیلیپ" دراصل بازمانده philo-hippos است که به معنی 'دوستدار اسب' می‌باشد . همچنین در انگلیسی واژه hippopotamus را داریم به معنی "اسب آبی" که از یونانی گرفته شده و وجه تسمیه‌اش در یونانی می‌شود 'اسب رودخانه' چون در یونانی potamos یعنی "رودخانه" و ردپای آن را در واژه Mesopotamia به معنی 'میان دو رود' یا 'بین النهرین' می‌توان دید. این ekwos* در سنسکریت به صورت ašva در می‌آید. در اوستا ekwos* ابتدا به صورت aspah و بعد به شکل aspa در می‌آید.

*ekwos⏩ aspah⏩ aspa ⏩اسب
البته در فارسی باستان داریم :
*ekwos ⏩ assah ⏩ aça

یک نوع /س/ مشدد است که آن را با ç یعنی حرف c و نشانه cedilla نشان می‌دهند. به‌هرحال این aspa به asp و بعد به 'اسب' تبدیل می‌شود. کلمه 'سوار' که در پهلوی به صورت aswār بوده در اصل بازمانده
aspa-bāra یا assabāra
می‌باشد که هم "سوار بر اسب" معنی می‌دهد هم "بار یک اسب " یعنی باندازه بار یک اسب. همچنین xar-bāra در فارسی شده 'خروار' یا [به اندازهء ] بار خر.
ما چندین اسم خاص داریم که آخرشان بازمانده همین واژه aspa است:
arejat-aspa
ارجاسب = 'دارنده اسب ارجمند'
aršan-aspa
ارشاسب = 'دارنده اسب نر'
baevare-aspa
بیور اسب = 'دارنده ده هزار اسب'
tum-aspa= tahma-aspa
تهماسب = 'دارنده اسب نیرومند'
jām-aspa
'جاماسب = 'دارنده اسب'
keresa-aspa
گرشاسب = 'دارنده اسب لمیدنی'
višta-aspa
گشتاسب = 'دارنده اسب خاکستری'
aurvat-aspa
لهراسب = 'دارنده اسب رمنده و چابک'

ممکن است که برای یک عده این سوال پیش بیاید که در موقع معنی چرا اول‌شان اضافه کردیم: دارندهء
می‌دانید که یک‌نوع اسم مرکب داریم که از ترکیب یک صفت با اسم ساخته می شوند. مثلا 'تیز هوش' . این واژه از لحاظ معنایی یک ترکیب exocentric یا "برون هسته ای" است. بر خلاف مثلا 'گلباغ' که endocentric یا درون هسته‌ای است. "گلباغ" یک‌ نوع باغ است پس از لحاظ معنایی ، هسته در درون ترکیب گلباغ است ولی "تیز هوش" یکنوع هوش نیست بلکه بر انسان یا حیوانی دلالت می‌کند که دارای هوش تیز است . پس از لحاظ معنایی هسته معنایی بیرون از واژه قرار دارد. این نوع ترکیبات که بصورت :
possessive exocentric compounds
هستند در زبان سنسکریت ترکیبات
bahuvrihi-
خوانده می‌شوند. در واژه‌های انگلیسی اینها معمولا در سمت چپ‌شان یک صفت به عنوان عنصر سازنده کلمه دارند.
A 'loudmouth' is a person that posses a loud mouth.
A 'greybeard' is a person or animal with a grey beard.
واژه 'استر' هم از همین ریشه است:
aspa-tara ⏩ astar
assa-tara ⏩ astar استر
در اینجا tara یعنی:
related to
همانگونه که در مورد واژه 'قاطر' داریم :
xara-tara ⏩ قاطر
جزء اول آن یعنی xara همان 'خر ' فارسی جدید است که در اصل هم به معنی سخت و زیاد بود مثل 'خرخوانی' و هم به معنی خر که سمبل سختی است.
'خارا' که سنگ سخت و زبری است از همین ریشه است . 'خربزه' که در مقایسه با خیار و هندوانه پوست زبری دارد از همین ریشه است. 'خروار' که از xar-bāra می‌آید از همین ریشه است. در کلمات 'خرگوش' و 'خرچنگ' و 'خر مهره' از همین واژه خر به معنی سخت یا زیاد است. امیر سخت خوشحال گشت. یعنی امیر خیلی خوشحال شد.
حتی واژه 'خرد' که از -xratu می آید عده ای آن را از همین ریشه میدانند به معنی: "قدرت ذهن"، "کار فکری" یا "هوش".
واژه ass انگلیسی به معنی خر یا الاغ در انگلیسی باستان بصورت assa بوده که در بعضی لهجه های انگلیسی باستان به صورت assal یا assald هم آمده و در زبان لاتین بصورت asinus است ممکن است که باassa فارسی باستان هم ریشه باشد؛ و واژه horse انگلیسی که در انگلیسی باستان بصورت hros بوده که شکل ژرمانیک آن به صورت Ross است درواقع قلب شده است. در اکثر کلمات انگلیسی باستان قبل از واج /l/ و قبل از واج / r/ یک h وجود داشته است. مثلا کلمه loud در انگلیسی باستان بصورت hlu:d بوده که h آغازین آن حذف شده و مصوت بلند /:u/ به / au/ تبدیل شده است.
/hu:s/ ⏩ /haus/ = 'house'
/hlu:d/ ⏩ /laud/ = 'loud'

#فریبرز_کوچکی_زاد
@linguiran🍃🌺🍃