✍✍ یادداشت ✍✍

✍✍ یادداشت ✍✍

دیروز در یکی از گروه‌های زبان‌شناسی در تلگرام تبلیغ انجام خدمات مشاوره پایان‌نامه و مقاله گذاشته شد که به‌جا و به‌درستی با واکنش خشمگین و تند تنی چند از اعضای گروه روبرو گردید. این کسان بر این باور بودند که گذاشتن این چنین تبلیغی در گروه علمی کاری زشت و ناپسند است. به‌راستی که چنین نیز است.
اما باید دانست که این تنها یک سوی موضوع است. این موضوع دست‌کم دو سوی دیگر نیز دارد. یک سوی آن حال و روز دانشگاه ما و رویکردهای آن است. سوی سوم استادان دانشگاه هستند. در توان من نیست که پیرامون دانشگاه و کاستی‌های آن سخنی بگویم ولی درباره استادان چند جمله‌ای می‌گویم.
تاکنون ده‌ها تن از دانشجویان برای راهنمایی و کمک گرفتن درباره پایان‌نامه یا مقاله خود به من مراجعه کرده‌اند. همگی آنها از دست استادان خود و به‌ویژه استادان راهنمای خود گله و شکوه داشته‌اند که:
- استاد من در موضوع پایان‌نامه تخصص و دانش کافی ندارد.
- استاد من به اندازه کافی برای من وقت نمی‌گذارد.
- استاد من هیچ‌گونه راهنمایی نمی‌کند و فقط می‌گوید برو پایان‌نامه را تمام و کامل بنویس و بیاور تحویل من بده.
- استاد من در سفر است.
- استاد من پاسخ پیام‌هایم را نمی‌دهد.
- استاد من با من برخورد بد و تحقیرآمیز دارد.
- استاد من مرا به چشم یک "مقاله‌ٔ متحرک" می‌بیند.
- و ....

اکنون نخستین سخن من با این دسته از دانشجویان است: به استاد خود نگویید "استاد" زیرا او شایستگی داشتن این عنوان را ندارد. بگویید #"استادنما".
دومین سخنم با استادنماهایی است که از مزایای علمی، اعتباری ویا مالی پایان‌نامه یا مقاله دانشجو بهره‌مند می‌شوند اما وظیفه قانونی، انسانی، علمی و اخلاقی خود را به‌خوبی انجام نمی‌دهند و دانشجو را به حال خود رها می‌کنند:
- استادنمای عزیز!! و گرامی!!! هر آن‌چه از دست‌رنج و تلاش دانشجو بهره‌ٔ شما می‌شود بدون آنکه شما سهم و وظیفه‌ٔ خود را به‌خوبی ادا کرده باشید بی‌گمان ناحق و "حرام" است.
به امید روزی که استادان ما "استاد" باشند نه "استادنما". دانشجویان ما "دانشجو" باشند نه "دانشجونما" و دانشگاه‌های ما "دانشگاه" باشند نه "دانشگاه‌نما".
#پارسا_بامشادی

@linguiran🍃🌺🍃