بازهم گرفتارى اقتصاد لیبرالیستى. به این اظهار نظر عجیب توجه کنیم:

بازهم گرفتارى اقتصاد ليبراليستى. به اين اظهار نظر عجيب توجه كنيم:
'به گزارش فارس، حسین راغفر اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه عصر امروز در میزگردی که در حزب ندای ایرانیان برگزار شد، اظهار داشت: جامعه ایران آبستن بحران های خودساخته است و ریشه آن سیاست های تعدیل ساختاری لیبرالیستی بعد جنگ تحمیلی تاکنون است و ما شاهد تشکیل جامعه بازار محور هستیم که در آن شرط بندی امری ناگزیر است و زندگی افراد دستخوش بخت و اقبال بازار است و بر این اساس نابرابری هایی ایجاد می شود.'
آيا آقاى دكتر راغفر سياست هايى كه در كشور پياده شده را ليبراليستى مى داند؟ آيا كشورى كه همه ظرفيت هاى توليد در اختيار حكومت است و اگر ظرفيتى نيز يافت شود كه همه در اختيار حكومت نيست مانند بخش كشاورزى از ابتدا تا انتها از نهاده ها تا محصول تحت كنترل حكومت است، اگر واحد هاى توليدى دولتى قرار بوده 'خصوصى' شود بر عكس 'واگذارى' شده و عايد خصولتى ها شده، تجارت مستقيم و غير مستقيم در كنترل دولت و ساير بخش هاى حكومتى است و تجارت بين الملل خصوصى مردم عادى بيشتر بر گرده كول بر ها انجام مىشود، اقتصادى كه ساخت و ساز هاى بزرگ در اختيار نهاد هاى دولتى، خصولتى، نهادى و مانند آن است، اقتصادى كه اگر بخش خصوصى جزيى موجود است دائم در پيچ و خم انواع محدوديت ها و دخالت ها گرفتار است و زير فشار فزاينده پرداخت ماليات قرار دارد- كه البته اكثر حكومتى ها از آن شانه خالى مى كنند. اقتصادى كه به جز خرده فروشى، گوشه هايى از بازار سياه، و كرايه كشى فعاليت آزاد قابل ملاحظه اى براى مردم معمولى باقى نمانده . اين مى شود اقتصاد ليبراليستى و اقتصاد بازار محور؟ نمى دانم خط و خطوط سياسى و اغراض مربوط تا كجا مى تواند انسان را به اظهار نظر هاى غير قابل تاييد بر اساس واقعيت ها سوق دهد. يك گرفتارى ما متاسفانه اجتناب از رو راست بودن و صداقت است. ايشان كه شخصا انسان خوبى هستند بايد مى گفتند طرفدار چه اقتصادى هستند. اگر طرفدار اقتصاد دولتى و حكومتى هستند بفرماييد 'هاذا بين يديك'. همين است كه مى بينيد و از آن شاكى هستيد. اگر طرفدار اقتصاد كمونيستى هستيد آن را هم ديده ايد. اگر طرفدار چيز ديگرى هستيد بفرماييد كه ديگران هم مطلع شوند. بهانه گيرى و اتهام زنى و انگشت برزخم هاى جامعه قرار دادن وقتى حرف حساب نداريد كارساز و اخلاقى هم نيست.