📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
معرفی فیلم واپسروی (پسرفت)، Regression. محصول آمریکا و اسپانیا، ۲۰۱۵
معرفی فیلم واپسروی (پسرفت)، Regression
محصول آمریکا و اسپانیا، 2015
کارگردان و نویسنده: آلخاندرو آمهنابار
بازیگران: ایتن هاوک، اما واتسون، دیوید تیولیس، دیوید دنیک.
خلاصهی فیلم: ماجرای فیلم در سال 1990 و در شهری کوچک واقع در ایالت مینهسوتا میگذرد. دختری هفده ساله به نام آنجلا (اما واتسون) با پناه بردن به کلیسا مدعی میشود که پدرش دیوید دنیک) به وی تجاوز کرده است. پرونده کارآگاه پلیسی به نام بروس کِنِر (ایتن هاوک) در دست میگیرد. او با همکاری یک روانشناس به نام پروفسور کِنِت رینز (دیوید تیولیس) دست به تحقیقاتی گسترده میزند و متوجه میشود که ماجرا به اعتقادات شیطانپرستی پدر و مادربزرگ آنجلا باز میگردد، اما مشکل اینجاست که هیچیک از این دو نفر مراسم یا اتفاقاتی را که آنجلا مدعی آن است به یاد نمیآورند، هرچند او را دوست دارند و منکر ادعاهای او نیز نیستند. پروفسور رینز با استفاده از روش رگرسیون (واپسروی از طریق هیپنوتیزم) به ناخودآگاه پدر و برادر آنجلا نقبی میزند و برخی مسائل برای او و کنر آشکار میشود. با این وجود با آغاز رویاها و تصورات وهمناک کنر و تهدیداتی که متوجه او میشود، ماجرا در مسیری تازه میافتد و نهایتا کنر با مقایسهی رویاها و اوهام خود با منشا واقعی آنها در مییابد که اظهارات پدر و مادربزرگ آنجلا تحت تاثیر تلقینات و باورهای عامیانه و نقشهی زیرکانهی آنجلا قرار داشته و هیچیک از اعترافات محکومان این ماجرا واقعیت ندارد.
نقدی کوتاه: عنوان فیلم یعنی رگرسیون اصطلاحی است برگرفته از روانشناسی که در آن روانشناس با استفاده از روش هیپنوتیزم کردن بیمار در سطحی نیمههشیار، به اطلاعات لازم برای درمان وی دست مییابد، ضمن آن که خود این کار خودآگاه شدنِ خاطرات سرکوفته و آزادسازی ذهن بیمار را نیز در پی دارد. (امروزه در روانشناسی این اصطلاح به معنی پیشبینی تاثیر متغیرهاست). دکتر کنت رینز به همین روش پدر و برادر آنجلا را به اعترافاتی وا میدارد که واقعیت ندارد و تنها در اثر تلقین دیگران در ذهن آنان جایگیر شده است و خودش نیز این اعترافات را باور میکند، اما در مقابل بروس کنر که به نحوی جدیتر با این قضیه درگیر و ماجرا به فرایندی باطنی برای شناخت خودش تبدیل شده است، نهایتا با تحلیل رویاها و ذهن خود، پاسخ معما را کشف و باطل بودن این اعترافات را ثابت میکند.
«واپسروی» آشکارا شیوهی درمان رگرسیون را زیر سوال میبرد، اما توجه به این اعتراض نباید باعث شود که از مهمترین هدف فیلم یعنی نقد خرافه و اوهامی که در اثر تلقین برای انسانها دست میدهد غافل شویم. پیام اصلی اثر تازهی آلخاندرو آمهنابار نیز همین است که آنچه را در باور عامیانه شیطان و اعمال شیطانی مینامیم، ریشه در شخصیت و ذهن ناخودآگاه خودمان دارد. در این راه آمهنابار از مولفههای سینمای وحشت مثل فضاسازیهای تیره و ابهامانگیز و در هم آمیختن رویا و واقعیت و سینمای جنایی_معمایی مثل تعلیق استفاده میکند، تا بیننده را به نتیجهای خلاف آنچه از این فیلمها انتظار دارد و برعکس روند فیلم برساند. این شکل پایانبندی تقریبا مشابه همانی است که در فیلم دیگر آمهنابار به اسم «دیگران» (با بازی نیکول کیدمن) شاهد آن بودیم. البته باید گفت که پایانبندی «واپسروی» از دو جهت با پایانبندی «دیگران» متفاوت است: اول این که پایان فیلم «دیگران» از نظر غافلگیری منحصر به فرد و شگفتانگیز بود، اما در این فیلم با توجه به آشنایی بیننده با سبک آمهنابار و روند خود فیلم این پایان تا حدی قابل حدس میشود. دوم این که پایان فیلم «دیگران» به دنبال القای وجود یک زندگی پنهان اما موازی با این زندگی به بیننده است، در حالی که در «واپسروی» نتیجهی نهایی این است که منشا تصورات انسان در مورد شیطان و اعمال شیطانی نه عالمی دیگر که خود اوست. آمهنابار در نقد اوهام انسانها کنایهای هم به کلیسا میزند. بروس کنر تمام مدت با کشیشی که آنجلا به او پناه آورده کلکل دارد و در مورد این که عامل رواج فرقههای شیطانپرستی خود کلیساست به او تکه میاندازد. جدا از آن انتخاب نام آنجلا (فرشته) برای شخصیتی مرموز و شیطانی و موذی که منشا تمام این تصورات خرافی است، کاملا هدفمند و نیشدار بوده است. بازی اما واتسون در نقش این آنجلای پیچیده و شیطانی هم مثل همیشه عالی و بینقص است.
نقل از وبلاگ محمدعلی آتش سودا: http://ruzbehan.persianblog.ir/post/110/
کانال انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan