علی خدایی: در باز شد. امروز شد. مرا بغل کرد

علی خدایی: در باز شد. امروز شد. مرا بغل کرد. امروز بغل می‌کند. بغل می‌کند. بغلم می‌کند. می‌شوید. صورتم خیس می‌شود. پشت گردنم. خیس می‌شود دست‌هایم. شکمم خیس می‌شود. «خودتم کمک کن.» این‌جا. پایین. پاهام خیس می‌شود. پاهایم می‌لرزد. از زانو می‌رود پایین. آب سر می‌خورد. دست سر می‌خورد. «امروز پسر خوبی. خوب که هستی» دیروز خوب هستی. «همیشه خوب بودی.» @honarocinema