وحید حسینی ایرانی:. 📢بدبینی به ممیزی باعث شده برخی بپندارند شاهنامه و دیوان حافظ هم سانسور می‌شود

وحید حسینی ایرانی:
📢بدبینی به ممیزی باعث شده برخی بپندارند شاهنامه و دیوان حافظ هم سانسور می شود
@matikandastan

داستان نویس مشهدی معتقد است بدبینی برخی از مخاطبان کتاب به ممیزی باعث شده بپندارند حتی کتابهایی چون شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ هم سانسور می شود!

وحید حسینی ایرانی درباره میزان مطالعه کنونی مردم گفت: بدون شک در مقایسه با برخی کشورهای موسوم به جهان اول وضعیت مطالعه در ایران بالا نیست اما اینگونه هم که برخی آمار می دهند نمی تواند باشد؛ برای نمونه می توان به برخی رمانهای عامه پسند یا حتا آثار داستانی ادبیات واسطه اشاره کرد که نوبت تجدیدچاپ آنها دورقمی است و همچنان هم از این کتابها استقبال می شود؛ یا برخی کتابهای بازاری مانند کتابهای موفقیت و روانشناسیهای مردم پسند.

نویسنده مجموعه داستان "آناناس" در عین حال خاطرنشان کرد: اما فاجعه آنجاست که ما در مقایسه با خودمان در اوایل انقلاب تنزل کرده ایم. در آن سالها با اینکه جمعیت کشور حدودا نصف جمعیت کنونی بوده و تعداد افراد تحصیلکرده نیز قابل مقایسه با امروز نبوده است، کتابهای جدی بسیار پرمخاطب و میانگین شمارگان کتاب هم بیش از ۱۱هزار نسخه بوده است؛ این درحالی است که میانگین شمارگان کتابهای عمومی طبق آمار خانه کتاب در سال گذشته به زیر ۱٣۰۰نسخه رسیده است.

وی با اشاره به عوامل افت کتابخوانی تصریح کرد: میزانی از تقصیر را متوجه مسئولان فرهنگی می دانم که بیش از تخصص و شایستگی، به دلیل یا دلایلی دیگر منصب می گیرند و نتیجه کار این می شود که می بینیم! علت دیگر آمار پایین کتابخوانی فراگیرشدن فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است و چون فرهنگ کتابخوانی هم چنانکه باید نهادینه نشده حتی کسانی که تمایل به آگاهی دارند می پندارند همین محتوای بی ریشه و بی مایه فضای مجازی آنها را از کتاب بی نیاز می کند!

حسینی ایرانی در پاسخ به این پرسش که آیا در دهه ۶۰ کتابهای بهتری چاپ می شد، اظهار کرد: نمی توان به صورت قطعی چنین سخنی گفت. گاه کتابهای خوبی راهی بازار می شود که در دهه۶۰ احتمال چاپش نبود یا کمتر بود، برای نمونه می توان به کتابهای مرجعی همچون "فرهنگ هشت جلدی سخن" که به احتمال قوی بهترین و بِروزترین واژه نامه فارسی است که تا به حال دیده ایم و یا به جدیدترین ویراستِ "چنین گفت زرتشت" ِ نیچه در حوزه علوم انسانی اشاره کرد.

این نویسنده و روزنامه نگار ادبی یادآور شد: من البته منکر نمی شوم که عده ای از مردم به دنبال کتابهای چاپ پیش از انقلاب هستند ولی در این میان نکته ای شایان توجه است؛ اینکه افراد یادشده می پندارند در جمهوری اسلامی همه کتابها سانسور می شوند و حتی شخصا به افرادی برخورده ام که فکر می کردند شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ هم سانسور شده! این به خاطر بدبینی بسیاری از اهالی کتاب به ممیزی است.

وی با اشاره به ناتوانی کتاب از رقابت با رسانه هایی چون تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی
تاکید کرد: به هر حال آن رسانه ها مخاطبان بسیار بیشتری دارند و حوصله و پشتکار و سواد خاصی را هم نمی طلبند و گمان هم نمی کنم این اختلاف در تعداد مخاطب فقط مربوط به کشور ما باشد.

حسینی ایرانی درباره کتابهایی که با اقبال خوانندگان رو به رو شده اند نیز گفت: عوامل گوناگونی دخیل است؛ گاهی کتابی ویژگیهای درخورتوجهی دارد یا درهرصورت به نیاز مخاطب پاسخ می دهد؛ برای نمونه می توان به شاهکارهای ادبیات ایران مانند شاهنامه فردوسی و مثنوی مولانا و غزلیات حافظ و ... یا آثاری از ادبیات جهان همچون کتابهای تالستوی و داستایفسکی و همینگوی و جز اینها اشاره کرد که به خاطر ارزش اصیل خود کتاب همواره مخاطب خود را داشته و دارند و همچنان می توانند فروش بالایی داشته باشند. همچنین کتابهای عامه پسندی که نیازهای سطحی مخاطب را برآورده می سازد. گاهی نیز عوامل حاشیه ای در پرفروش شدن کتاب نقش دارد؛ از کسب جوایز مطرح مانند نوبل که باعث اقبال به کتابهای نویسنده نوبل گرفته می شود تا وقایع سیاسی همچون مطرح شدن نام فلان شخص برای ریاست جمهوری کشوری که در کانون توجهات است چنانکه دیدیم کتابهای دو رئیس جمهور اخیر آمریکا در ایران پرفروش شد. حمایتهای حکومتی و معرفی کتاب در تلویزیون نیز باعث فروش خوب کتاب می شود، در این خصوص می توان از تاثیر برنامه پربیننده خندوانه بر فروش برخی کتابها یاد کرد. (خبرگزاری ایسنا-خراسان رضوی)
@matikandastan