📌داستانک. مردار باکیف. ✒حسن شیردل

📌داستانک
@matikandastan
📃گوشت مردار باکیف
✒حسن شیردل

همتون با گوشت مردار اومدین بالا. همتون. یک کیسه برا خودتون دوختین، ادما رو می ندازین توش. هر وقت که خواستین . یکی و میارین بالا تا سر کیسه. سر کیسه رو سفت می کنین. انقدر سفت که نفسش بند بیاد. بعد بهش می گین: «هخ کن.» هر چی داره هخ می کنه. حتا اعتقادشو. ناموسشو. بچه شو. از اینکه هرچی داشت ازش گرفتین. تازه وقتی ته کیسه تون می افته، مگه چکار می کنین؟ اون دیگه مرده است. از کیسه می ندازینش بیرون؟ نه! گوشتشو تیکه تیکه به دندون می کشین. گوشت مردار کیف داره نه؟
چرا اینجوری نگام می کنین؟ چرا پوزخندم می زنین؟ چیه حرف حق تلخه؟ چیکارم می خواین بکنین؟ تیر بارانم می خواین بکنین؟ بکنین. آقام می گفت: «کسی که تیربارونش می کنن. روحش که عشوه نمیاد بارون بشه. دوباره تیر می شه» دستم وباز کن میت. خ... ف...ه... ن...م...ی...
@matikandastan