📢انسانیت زدایی در ادبیات مدرنیستی از دیدگاه فتح الله بی نیاز

📢انسانیت زدایی در ادبیات مدرنیستی از دیدگاه فتح الله بی نیاز
@matikandastan

به مناسبت یکمین سالگرد درگذشت نویسنده فقید خوزستانی


غلامعباس دیناروند: درک انسان از مکان به زاویه ی دید متکی شده است و همچنین زمان به عنوان عنصری برگشت ناپذیر محسوب می شود، پس بحث نسبی شدن زمان و مکان به داستان ویژگی های اساسی می بخشد. از جمله ی این ویژگی های منتج از نسبی شدن زمان و مکان انسانیت زدایی در داستان است.
در ادبیات مدرنیستی دیگر انسان «انسان ارسطویی» و عالم محور نیست، دیگر انسان مرکز عالم و مرکز روایت نیست و نقش انسان به رغم داستانهای انسان محور که نقش محوری روایت دارد، بسیار کم رنگ می شود و دیگر جهان دست عده ای محدود از شخصیت ها نیست.
امروزه برخلاف دیدگاه انسان محور، انسانِِِ تنها، بیگانه و هراس زده به شکل نماد و استعاره نمایش داده می شود و اشیا جای وی را اشغال می کنند و این همان جولانگه ای خواهد شد که اشیا بر انسان پیروز می شوند و انسان را به کناری می کشند و خود بر کرسی اقتدار مطلق تکیه می زنند.
انسان در روایت مدرنیستی دیگر قهرمان شکست ناپذیر حماسه ها، جنگجویان بی ضعف رمانس ها و شخصیت های متکامل در آثار کلاسیک نیستند، بلکه انسان موجودی بین اقتدار و فروپاشی می شود و در واقع ویژگی انسانیت زدایی در ادبیات مدرنیستی تجلی پیدا می کند.
@matikandastan