📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
📢استقبال خواننده خاص از رمانهای تام راب اسمیت
📢استقبال خواننده خاص از رمانهای تام راب اسمیت
@matikandastan
سیدمصطفي رضيئي: کمتر براي کتابي اين فرصت بهدست ميآيد که همزمان با مطرح شدن در جهانِ ادبياتهاي ديگر، و همزمان با طي شدن روند انتشار، در ايران هم ديده شود اما تام راب اسميت از اين خوشبختي، برخوردار شده است. سهگانهي او، گامبهگام با انتشار کتابها در آمريکاي شمالي، در ايران هم بهلطف نادر قبلهاي توسط انتشارات مرواريد منتشر شدهاند: «کودک ۴۴» سال گذشته منتشر شد، «گزارش محرمانه» امسال در آخرين روزهاي پاييز و رمان «مأمور ۶» نيز مراحل ترجمهي خود را طي ميکند. استقبال خوانندگان از کتابها دوگانه بوده است: از يک سو خوانندهي عام به کتابها روي خوش نشان نداده است (چرا با رمانها خوشبرخورد باشد؟ ساخت و بافت اين مدل رمان هنوز برايش آشنا نيست) ولي خوانندهي خاص (خوانندهي روشنفکر، خوانندهي تفکرخواه) با آغوشي باز بهسمت کتاب دويده است.
ساختار و بافت کتاب، چيزي جدا از مدل کلاسيک رمان، و همچنين چيزي جدا از رمانهاي جايزه بردهاي است که ما با آن آشنايي داريم. ساختار کتاب، چيزي شبيه به رمانهاي معمول ترجمهي ما نيست بلکه به جريان اصلي کتاب تعلق دارد که در چند سال اخير (از دههي نود به بعد) توانسته تمامي ژانرهاي ديگر را کنار بزند و خودش را تبديل به يکي از جريانهاي قدرتمند و درعينحال پرخواننده در سرتاسر جهان تبديل کند. کتاب ساختاري پليسي، جنايي و اسرارآميز دارد اما برخلاف رمانهايي که در قرن گذشته منتشر شده بودند، اين مدل کتابها فراتر از يک واقعيت را هدف روايت خويش قرار ميدهند.
در گذشته، رمانهايي اينچنيني، ساختاري بيشتري خانوادهاي داشتند و اگر به واقعيتهاي اجتماعي نزديک ميشدند، گروه يا بخش مشخصي از جامعه را بدل به دلمشغولي شخصيتهاي داستاني خويش ميکردند. حال در قرن جديد، همهچيز تغيير کرده است. حالا ما با رمانهايي روبهرو هستيم که در وراي روايت داستاني خويش (قالباً در سطح يک خانواده) واقعيت(هايي) در سطح يک جامعه يا سرتاسر جامعهي بشري را هدف روايت داستاني خويش قرار ميدهند. اين کتابها فروش فوقالعادهاي دارند (مثلاً سهگانهي استيک لارسون را امروز ميتوان بهزبان انگليسي در کتابخانههاي بسياري در تهران ديد. همين کتاب را ميتوان از شهرکتابهاي اصلي شهر خريد. مجموعهاي که در طول سه سال گذشته در جهان درخشيده و جلد اول آن را ديويد فينچر به فيلم تبديل ميکند) و خوانندهي مشخصي در طبقه متوسط جهان دارند.
خوانندهي اينگونه رمانها از يک سو دنبال روايتي جذاب و پرماجراجويي است که او را از اين سو به آن سوي جهان کتاب بکشاند، جهاني که از دنياي واقعيت الهام گرفته است. در «گزارش محرمانه»، لئو دميدوف، افسر پيشين اداره امنيتي در عذاب وجدان خويش غرقه است. او سه سال براي استالين کار کرده و صدها نفر را به سرنوشتي هولناک محکوم کرده است. حالا در مسکو زندگي ميکند. سعي ميکند زندگي معمولي داشته باشد و خانوادهاش را در آرامش اداره کند. اما چنين حقي دارد؟ آيا چنين فرصتي خواهد داشت؟ رمان همانند ديگر رمانهاي اين چنيني، در دنيايي خانوادهاي شروع ميشود اما بهسرعت از مرزهاي خانواده گذشته و وارد حلقههاي گستردهتري از روايتهايي در هم پيچ خورده ميگردد.
نويسنده براي اينکه بتواند اين حلقهها را خلق کند و ارتباط بين آنان را توضيح دهد، بايد رمان محدود خويش – حجمي بين ۴۰۰ تا ۵۰۰ صفحه براي بيان تمام اين حقايق، حجم زيادي نيست – را به بخشهاي کوچکتري تقسيم کند و اين بخشها را درون يکديگر مونتاژ کند. براي همين «گزارش محرمانه» مانند «کودک ۴۴» يا رمانهايي مانند آن، به فصلهاي کوتاه تقسيم ميشود که هر فصل راويت و ديدگاه خودش را دارد، فصلها سريع ميگذرند – چون زمان سريع ميگذرد – و دلمشغوليهاي يک راوي در روايتهاي ديگري قفل ميشود تا چهارچوب کلي کتاب شکل بگيرد: چهارچوبي براي بيان حقيقت، چون هدف استفادهاي کامل از اين مجال سخن است، تا از يک سو حرفهاي ذهني نويسنده در شکلي داستاني بيان شود، از سويي ديگر خواننده لذتي وافر از خوانش رماني دلچسب ببرد و درنهايت، حقيقتي به حقايق ذهني خواننده – و نويسنده – اضافه شود.
رمانهايي اينچنيني، ديگر در اتاقخواب نويسنده و در تنهايي شکل نميگيرند. ما در قرني نو زندگي ميکنيم و در اين قرن، صرف خيالبافيهاي نويسنده – هرچقدر هم که به واقعيت زندگي نزديک باشد و هرچقدر هم که زندگي را زيبا روايت کرده باشد – براي خواننده چندان ارزشي ندارد. خوانندهي امروز، خوانندهاي است با سطح توقعي بالا: او روايتي پرپيچوخم ميخواهد که در مکانهاي مختلف بگذرد و همچنين ميخواهد رمان «گاف» نداشته باشد. درنتيجه نويسند
بايد براي نوشتن، در ابتدا چهارچوبهاي روايتي خويش را خلق کند و بعد براي پر کردن چالهچولههاي رمان، دست به تحقيق و کنکاش بزند. براي همين رمانهايي مانند کتابها