چه‌ام شد

چه ام شد
از سوژه و دیالوگ های داستان خوشم آمد سوژه ای بود که نگاهی اجتماعی و حقیقی داشت و دیالوگ ها خوب بودند ولی آماری نیز بود که داستان را با موفقیت کمی روبرو کرد . نویسنده نباید خود سانسوری کند اگر شوکه قابل نوشتن نیست باید از آن بگذرد داستان پرسش هایی را در باره رخداد های داستان در ذهن خواننده بوجود می آرو مانند علت به بیمارستان رفتن برادر ؟
خوانندگان باید رخداد ها را در داستان بفهمند و دنبال کنند و ذهن شان به دنبال بانی رخداد باشد در غیر اینصورت خواننده ممکن است برداشت دیگری داشته باشد به عنوان نمونه
برادر خودکشی کرده است
برادر با دیگران دعوا کرده است
برادر تنبیه شده است
برادر بیمار شده است
نگهبان چرا این کار کرد و یادداشت را داد؟
نویسنده آگاه به داستان است و خواننده کاملا نادان . اگر به میزان کافی داده نداشته باشد از نادانی اش ددر داستان گله مند و نا خشنود می شود.
خسته نباشید همانطور که بارها گفتم قلم بر روی کاغذ بردند سخت است و هر کسی که چنین کند قابل احترام و هر کاری مخاطب خود را دارد و همه مخاطب یک نویسنده نیست