پاول آهسته گفت: مادر، تو قلب بسیار خوبی داری.. کاش بلد بودم …- نترس … بلد خواهی شد

پاول آهسته گفت: مادر، تو قلب بسیار خوبی داری

- فقط ای کاش می‌توانستم، هرچند کم، به تو کمک کنم؛ به همه‌ی شما! کاش بلد بودم.

- نترس... بلد خواهی شد

مادر به نرمی شروع به خندیدن کرد و گفت:
از قضا من همین را بلد نیستم، نترسیدن را!


مادر/ ماکسیم گورکی
ترجمه‌ی محمد قاضی