📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
کسی که یک بار رنج کشیده است، تجربهی درد را هرگز فراموش نمیکند
کسی که یک بار رنج کشیده است، تجربه ی درد را هرگز فراموش نمیکند. کسی که ویرانی خانهها را دیده است به وضوح کامل میداند که گلدانهای گل، تابلوها و دیوارهای سفید، اشیایی ناپایدارند. خوب میداند خانه از چه چیز ساخته شده است. یک خانه از آجر و گچ ساخته شده است و میتواند فرو ریزد. یک خانه خیلی محکم نیست. در پس گلدانهای آرام گل، پشت قوریهای چای، فرشها، کف اتاقها که با موم برق افتاده است، چهره ی دیگر واقعی خانه است. چهره ی بیرحم خانه ی ویران شده.
دیگر از این جنگ سر بر نخواهیم آورد. بیهوده است. دیگر آدمهای آرامی نخواهیم بود. آدمهایی که فکر کنند، مطالعه کنند و زندگیشان را در صلح بسازند. ببینید بر سر خانهمان چه آمده است. ببینید بر سر ما چه آمده است. هرگز آدمهای آسودهای نخواهیم بود. واقعیت را در حساس ترین حالتش شناختهایم. دیگر از آن احساس انزجار نمیکنیم... و آدمهایی هستیم، دیگر بدون اشک. آن چیزی که والدینمان را به جنب و جوش وا میداشت اصلاً ما را به جنب و جوش وا نمیدارد. والدین ما و مردم پیر تر از ما، ما را به خاطر روشی که برای بزرگ کردن بچهها داریم سرزنش میکنند. دوست دارند که به بچههامان دروغ بگوییم. همانطور که آنان به ما دروغ میگفتند. دوست دارند که بچههامان با عروسکهای پارچهای در اتاقهای زیبای صورتی رنگ، با درختچهها و خرگوشهای نقاشی شده بر دیوار سرگرم شوند. دوست دارند که تخیل آنان را با پردهها و دروغها احاطه کنیم. واقعیت را در جوهره ی راستینش به دقت از آنها پنهان کنیم. اما ما نمیتوانیم چنین کنیم. نمیتوانیم این کار را با بچههایی کنیم که نیمه شب بیدارشان کردهایم و به حالت تشنج در تاریکی لباسشان پوشاندهایم تا فرار کنیم یا پنهان کنیم؛ چونکه آژیر خطر، آسمان را میدرید. نمیتوانیم این کار را با بچههایی کنیم که ترس را دیدهاند و وحشت را در چهرههامان. نمیتوانیم برای بچهها تعریف کنیم که آنها را در کلمهها پیدا کردهایم و یا اینکه وقتی کسی میمیرد بگوییم که به سفری طولانی رفته است.
فضيلت هاي ناچيز/ ناتاليا گينزبورگ/ محسن ابراهيم
@treebook