📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
اسدی جوزانی: مجموعه داستان «نهنگ تاریک» [نوشته سعید بردستانی] که از ده داستان تشکیل شده روایتگر درونمایۀ پایان به اشکال متفاوت اس
@matikandastan
حسین اسدی جوزانی: مجموعه داستان "نهنگ تاریک" [نوشته سعید بردستانی] که از ده داستان تشکیل شده روایتگر درونمایۀ پایان به اشکال متفاوت است، پایانی بهعنوان یک وضعیت ایجاد شده یا همیشگی؛ برای نمونه در داستان پایانِ وضعیت، به نوعی با بحث ویرانی وجود در همۀ ابعاد آن مواجهیم؛ چنانکه در ایستاده میمیریم هم این پایان زندگی راوی است که در لباس مرگ وضعیتی را ایجاد میکند. چهرۀ مرگ را به عنوان وضعیتی ایجاد شده در ماهی مقدس موسی هم میتوان به روشنی دید. چهرۀ دیگر پایان را باید در استحالۀ شخصیتها پیگیری کرد؛ به عنوان مثال در داستان آن بالایی، راوی داستان گویا در ادامۀ رخدادها به گاو مستحیل میشود و راوی دویدن به پرندهای در شمایل عقاب. در داستان نقیضهگون تنبیه هیرو نیز با روایتی دیگرگون از چهرۀ قهرمان مواجهیم که به تصورات مخاطب دربارۀ شخصیت تاریخی سمت و سویی دیگر میبخشد؛ هرچند قصد داستان از این نقیضهپردازی تمسخر شخصیتی تاریخی با شکل و شمایل ریزعلی خواجوی نیست؛ بلکه این نفس قهرمانخواهی است که به تمسخر گرفته میشود. در داستان بیخوابها، راوی پرحرف داستان نیز از وضعیتی پریشان و بیمارگون رنج میبرد و در نهایت داستان با تثبیت بیخوابی به عنوان وضعیتی مداوم و همیشگی تمام میشود. در "داستان آپارتمانی" از طرفی عدم توانمندی در خلق اثر ادبی درخور که میتواند نمایانگر پایانی بر خلاقیت و زایش سترونی همهگیر در فضای ادبی باشد، با اصطلاح داستان آپارتمانی یا سالادی، همین درونمایه را روایت میکند. در داستان فرشتۀ دستشویی هم پایان بهصورت تغییر شرایط شخصیت داستانی رخ مینماید؛ بهعبارتی فرشتهای که از انزوای ملکوتی خود بیرون میآید. اما در داستان برکت باید پایان شخصیتها را به عنوان یک امر انسانی مد نظر قرار داد. هرچند در این داستان مشخص نمیشود در چه رابطه یا معاملهای با شهردار، از نان دزدی سخن بهمیان میآید؛ اما هرچه هست این رابطه باعث فرو رفتن شخصیت انسانی افراد شده؛ مردی که هوو برای زنش آورده و مردی که بهخاطر باران و چتر از کشتن دم میزند؛ «اصلاً میزنم میکشمش که دیگه نیازی به چتر نداشته باشد.» (نهنگ تاریک ص48) درونمایۀ اغلب این داستانها در فضایی غیرواقعی روایت شدهاند؛ به عبارتی میتوان گفت بجهجز داستان برکت، بقیۀ داستانها حال و هوایی غیرواقعی دارند. آنچه در این داستانها اهمیت دارد برخورد طبیعی شخصیتها با امر غیرواقعی است. همین مسئله سبب میشود فضای غیرواقعی گسترش یافته در داستانها باورپذیر شود. البته باید توجه داشت که در داستان بیخوابها این فضا بدون هیچ تمهید روایی به فضایی غیر واقعی ختم میشود؛ مگر اینکه اغراق روایی ابتدای داستان را نشانهای بر غیرواقعی بودن کل ادعای راوی بهحساب بیاوریم که البته دراینصورت طنز نهفته در این اغراق روایی هم از بین میرود. ویژگی روایی داستانهای این مجموعه بر مبنای طنز کلامی است؛ به عبارتی نویسنده با استفاده از کلام و طرز به کارگیری کلمات سعی در ایجاد فضایی طنزآمیز میکند. در این مورد میتوان به نحوِ طنز داستانها اشاره کرد؛ به عبارتی طنز به کار رفته در این مجموعه از نظر نحوِ زبان یکسان است و این مسئله بیانگر این موضوع است که راوی حقیقی این داستانها خود نویسنده است و در حقیقت نویسنده نتوانسته و یا نخواسته راویهای متعیّن و مشخصی را خلق کند.
@matikandastan