باید شانس بیاوری و با تلنگری برگردی به همان سؤال اولیه: برای چه می‌نویسی؟

باید شانس بیاوری و با تلنگری برگردی به همان سؤال اولیه: برای چه می‌نویسی؟ دست‎آویزی که به زندگی‌ات معنا بدهد و حالت را بهتر کند یا بهانه‌ای داشته باشی برای کل‎کل‎کردن و هر روز جواب این و آن را دادن و تلاشی مذبوحانه برای دیده‎شدن در میدانی که اتفاقاً تماشاچیان انگشت‎شماری دارد؛ تماشاچیانی که دیگر همه‌شان را حتی به چهره می‌شناسی و با آن‎که در جایگاه تماشاچیان نشسته‌اند، اصلاً خودشان را تماشاچی نمی‌دانند. دونده‌هایی هستند که گاه توی میدان کنار تو می‌دوند یا قرار است به‎زودی دونده شوند. شانس بیاوری و دست روزگار بزند پس سرت و ترمز را بکشی. به خودت یادآوری کنی حالا که برای فرار از بی‎معنایی به ادبیات پناه آورده‌ای، مراقب باش دوباره توی چاه بی‌معنایی ــ این بار از جنس ادبی‌اش ــ گرفتار نشوی.