تعریف می­کرد که چطور می­ خواستند سر به نیستش کنند. او زنده است و تعریف می­کند

@rahtaab

مردی تعریف می­کرد که چطور می­ خواستند سر به نیستش کنند. چطور بسته بودنش و چطور لوله­ ی اسلحه را روی شقیقه­ اش فشار داده بودند و فریاد می­ کشیدند.
او زنده است و تعریف می­کند. ما هم زنده­ ایم و گوش می­ دهیم.

داستانک غیبت _ نوشته ی پیتر بیکسل _ترجمه ی بهزاد کشمیری­ پور

@rahtaab