📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
ایتالو کالوینو (۱۹۲۳-۱۹۸۵) نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است
ایتالو کالوینو (۱۹۲۳-۱۹۸۵) نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که میتوان آن را سورئال یا پستمدرن توصیف کرد. سهگانهٔ «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقهشده و بارون درختنشین) و مجموعه داستانهای کوتاه شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی ازتحسینشدهترین آثار او هستند. وی را یکی از مهمترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم میدانند. ایتالو کالوینو در دهه ۱۹۶۰ به زادگاهش کوبا برگشت و در هاوانا با ارنستو چهگوارا دیدار کرد. در اواخر دهه ۱۹۶۰ به همراه ویتورینی نشریه معتبر منابو را منتشر کرد و عضویت در کارگاه داستاننویسی (اولیپو) را پذیرفت و از این طریق با (رمون کنو) نیز آشنایی شد.
کالوینو از پایان همین دهه با حفظ سبک اصلی و طنز خاص خود روی به ادبیات علمی - تخیلی و فانتزی آورد و داستانهایی چون مارکووالدو، کمدیهای کیهانی و شهرهای نامرئی را نوشت. در سال ۱۹۸۱ نشان افتخار فرانسه به او اعطا شد و چهار سال بعد بر اثر خونریزی مغزی در سیهنا چشم از جهان فرو بست. از متن داستان فلاش: اين ماجرا يک روز، سر يک چهارراه اتفاق افتاد، درست وسط جمعيت؛ مردم مي
رفتند و مي آمدند.
من ايستادم، چشمهايم را باز و بسته کردم. يک دفعه احساس کردم هيچ حسي
ندارم. هيچ. هيچ حسي نسبت به هيچ چيز. من هيچ دليلي نمي ديدم براي چيزها و
آدمها. خيلي پوچ و احمقانه بود. شروع کردم به خنديدن.
برايم عجيب و غريب بود که تا آن زمان هرگز متوجه اين چيزها نشده بودم؛ تا
جايي که همه چيز را باور کرده و پذيرفته بودم: چراغ هاي راهنما، ماشين ها،
پوسترها، لباس هاي فرم، يادمان هاي تاريخي؛ همه چيز به طور کامل از هر گونه
حسي دنيايي جدا شده بود، و من آنها را به عنوان بعضي از ضروريات پذيرفته
بودم؛ بخشي از زنجيره ي علت و معلول که همه چيز را به هم متصل مي کند. @radesoot