دن در فضای مجازی ندارد. گاهی سریال‌ها خیلی زود فراموش می‌شوند، ولی خواندن اثر در اذهان می‌ماند

دن در فضاي مجازي ندارد. گاهي سريال‌ها خيلي زود فراموش مي‌شوند، ولي خواندن اثر در اذهان مي‌ماند.
‌ ‌ در كنار اين موضوعاتي كه مطرح كرديد يكي از مزاياي پاورقي‌هايي كه در فضاي مجازي منتشر مي‌شود ارتباط نويسنده با مخاطب است؛ امكاني كه در گذشته سخت‌تر و كمتر بوده است.
در پاورقي‌نويسي گذشته خواننده با نويسنده به‌طور خودكار ارتباط برقرار مي‌كرد. همان‌طور كه گفتم خواننده در ذهنش همان كاري را مي‌كرد كه كارگردان يك سريال انجام مي‌دهد، به همين جهت خوانندگان با نويسندگان تماس مي‌گرفتند و نويسنده هم حس مي‌كرد كه چه حد موفق شده است. در سال‌هاي بين ١٣٣٥ تا ١٣٤٠، مرحوم حسينقلي مستعان يكي از نخستين و موفق‌ترين پاورقي‌نويسان ايران، داستاني به نام «آفت» در مجله تهران مصور مي‌نوشت و قهرمان اين داستان اسمش «آقابالاخان» بود. در تمام تهران از او حرف مي‌زدند و مردم منتظر بودند كه هفته ديگر بر سر آقا بالاخان چه خواهد آمد يا داستان دنباله‌داري به نام «ده قزلباش» كه حسين مسرور در روزنامه اطلاعات مي‌نوشت تيراژ اطلاعات را بسيار بالا برده بود و مردم هر روز مي‌خواستند بدانند بر سر اين ده قزلباش چه آمده است. در گذشته ارتباط مردم با نويسنده بسيار نزديك‌تر بود. به نظرم اتفاقا حالا با وجود ابزار مدرن‌تر ارتباط خيلي كم است و بسياري مردم نمي‌دانند و نمي‌خواهند ببينند چه كسي آن را به وجود آورده است. شهرت داستاني كه نويسنده خلق كرده را هنرپيشه‌ها مي‌برند و اغلب هنرپيشه‌ها هم از ياد مي‌برند چه كسي آنها را خلق كرده است.

کانال انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan


‌ ‌ با وجود اين مزايايي كه گفتيد چرا امروز روزنامه‌ها و مجلات رغبتي به انتشار داستان پاورقي ندارند؟
در دوره پس از انقلاب، روزنامه‌هاي‌مان بيشتر سياسي شدند، بنابراين در آنها جاي پاورقي نيست. مجلات هم دو هفتگي در مي‌آيند و مجله‌اي كه هر هفته منتشر شود خيلي كم است در حالي كه پاورقي بايد تداوم داشته باشد و خواننده سوژه را از ياد نبرد، عملا به اين جهت پاورقي در مجلات جايي پيدا نكرده است، به خصوص پاورقي‌نويساني كه پيش از انقلاب بودند ديگر كار نكردند و اگر كار مي‌كردند چون مايه اصلي پاورقي‌نويسي عشق است در دوره انقلاب ديگر عشق حرف اول را نمي‌زند. حتي امروز چون دستمايه اصلي داستان‌هاي من عشق است اغلب اجازه چاپ نمي‌گيرد. بيش از ١٠ كتاب در وزارت ارشاد دارم كه اجازه چاپ نگرفته است. حتي كتاب‌هايي كه در دوره‌اي مجوز گرفت به آنها هم اجازه چاپ نمي‌دهند. اين دلايل باعث شد كه پاورقي از دور خارج شده و مردم سريال‌هاي تلويزيوني نگاه مي‌كنند. ببيند كه سريال‌هاي تركي كه از ماهواره‌ها پخش مي‌شود چگونه خانواده‌ها را محصور خود كرده است زيرا مايه‌هاي اصلي آنها عشق است. اصولا پاورقي بر اساس زندگي خانوادگي آدم‌ها و به خصوص با دستمايه عشق است.
‌ شما چرا از فضاي مجازي براي انتشار كتاب‌هاي‌تان استفاده نمي‌كنيد؟
بيشتر دوست دارم كه كتاب‌هايم مستقلا چاپ شود، اما با وجود قول‌هايي كه داده‌اند وضعيت چاپ بسياري از آنها نامعلوم است. نويسنده‌هايي كه مردم با نام‌شان آشنا هستند بايد آثارشان چاپ شود ضمن اينكه كتاب‌هاي من هميشه تيراژ بالا داشته‌اند. در فضايي كه تيراژ كتاب پانصد تا هزارتا است بايد روي اين موضوع حساب كنيم چرا كه مردم روي اسم نويسنده كتاب مي‌خرند. نويسنده پر تيراژ خواننده مي‌آورد. الان جنازه كتاب را بر دوش داريم و اين زيبنده يك ملت نيست.

کانال انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan