📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
نیستند و میلیونها ایرانی زبان مادریشان ترکی، کردی، بلوچی، لری، گیلکی، مازندری، تالشی، عربی، ارمنی یا آسوری است
نیستند و میلیونها ایرانی زبان مادریشان ترکی، کردی، بلوچی، لری، گیلکی، مازندری، تالشی، عربی، ارمنی یا آسوری است. اینان اغلب زبان فارسی را در مدرسه و از کتاب درسی فرا میگیرند. از این رو رسمخط باید طوری باشد که هرچه آسانتر و درستتر خوانده شود. به نظر میرسد آنچه در رسمخط فارسی ممکن بوده قانونمند شود، همانهاست که سالها پیش از سوی وزارت آموزش و پرورش عرضه شد، مانند جدا نوشتن می، را، ضمیر، عدد، صفت، موصوف، به پیش از مفعول.
◀اگر حرف پیش از شناسه ساکن باشد، شناسه تغییر نمیکند ( مانند کتابم، دستتان، سرش...). اگر حرف پیش از شناسه ا یا و باشد، پیش از شناسه ی میآید (مانند پایش، جایم، مویشان، گیسویتان...). اگر حرف پیش از شناسه ی یا کسره باشد، در شناسههای مفرد ا پیش از شناسه اضافه میشود (مانند خانهام، سینهات، بینیاش).
◀واژههایی که حرف آخرشان ا یا و باشد، پیش از یای نسبت یا نکره، یای دیگری به آنها اضافه میشود (مانند خدایی، مینایی، جایی، ابرویی، گفتگویی، پرویی...).
در دهۀ ۱۳۵۰ جریانی برای جایگزینی همزه با ی در واژههای فارسی پدید آمد که تا حدی سودمند بود، ولی خطاهایی را هم در پی داشت (مانند نوشتن رییس به جای رئیس و جزیی به جای جزئی). بهتر است برای حفظ یکدستی و آسانی خواندن و نوشتن رسمخط زیر را به کار بریم:
همزۀ پایانی واژههای عربی (مانند املاء، انشاء، بهاء، ابتداء) در نوشتههای فارسی حذف میشود (املای کلمه، انشای خوب، بها دادن، از ابتدا تا انتها). واژهای را که به همزۀ فتحهدار ختم میشود این گونه مینویسیم: خلأ، منشأ، تأیید، تأکید. همزۀ ضمهدار را این گونه مینویسیم: مؤسس، مؤلف، مؤکد... و اگر پس از همزۀ ضمهدار الف آمده باشد به این صورت مینویسیم: سوآل، موآنست، مواخذه... در واژههای سوء، شیء و بطیء همزه در آخر کلمه قرار میگیرد و در صورتی که بعد از همزه ی بیاید، مینویسیم خلئی، شیئی...
میانوند ب را به این صورت مینویسیم: روبرو، تنبتن، پابپا، سربسر، دربدر... .
◀اختصارات: در نوشتهها پارهای نشانههای اختصار وجود دارد (مانند ص= صلالله، صلعم= صلواتالله علیه، ع= علیهالسلام، الخ= الی آخر... در آثار پیشینیان). در روزگار ما به علت گسترش رسانهها و اطلاعرسانی سریع، بهرهگیری از اختصارات ضرورت بیشتری دارد. اما هنوز مجموعۀ یکدستی از اختصارات فارسی وجود ندارد. با این همه برخی از رایجترین آنها شاید اختصارات زیر باشد:
ب = باختر
ش.خ = شمال خاوری
ب.ظ = بعد از ظهر
ص = ۱.صحیح ۲.صفحه ۳.صلالله
پ.ظ = پیش از ظهر
ع = علیهالسلام
پ.م = پیش از میلاد
غ = ۱.غلط ۲.غایب
ت= تولد
ف = فوت
ج = ۱. جنوب ۲.جواب ۳.جلد
ق = قمری
ج.ب = جنوب باختری
ق.م = قبل از میلاد
ج.خ = جنوب خاوری
م = میلادی
خ = ۱.خاور۲.خورشیدی
ن.ک = نگاه کنید به
ره = رحمتالله علیبه
و = ولادت
س = ۱.سوآل ۲. سده ۳.سال
ﻫ . = هجری
ش = ۱.شمال ۲.شمسی ۳. شماره
ﻫ .ش = هجری شمسی
ش.ب = شمال باختری
ﻫ .ق = هجری قمری
◀املای نامهای بیگانه: پیش از رواج صنعت چاپ، نویسندگان در کشورهای اسلامی برای پیشگیری از غلط خوانده شدن واژهها و نامهای غیرعربی تمهیداتی به کار میبردند که اینک دیگر کارساز نیستند، مانند املای نفط، امپراطور، طهران، اصفهان، سقراط، افلاطون ... روزی که کسانی خواستند طهران را به صورت تهران بنویسند، غوغایی برخاست. حتا مرد دانشمندی همچون علامه محمد قزوینی در غلط بودن این کار استدلال ناروایی کرد. اگر اسفهان، توس، تبرستان، سقرات، افلاتون، ارستو بنویسیم، نظم عالم بههم میخورد؟ مگر امروز که نفت، بلیت، امپراتور، تهران، استهبان، اتریش مینویسیم اتفاق بدی رخ داده است؟ در اینجا منظور ما تغییر املای واژههای عربی نیست، جز یک استثنا، یعنی الف مقصوره، که در زبان فارسی وجود ندارد ( مانند اعلا، حتا، صغرا، کبرا، عیسا، یحیا، اسماعیل، اسحاق). البته محافظهکاران با این کار مخالفند، ولی زمان کار خودش را میکند.
◀در سالهای گذشته کتابها و مقالههای بسیار دربارۀ شیوۀ نوشتن، تحت عنوان غلطهای رایج، غلطهای مصطلح، غلط ننویسیم، درست بنویسیم... منتشر شده است، که از آن میان تنها چند عنوان را نام میبریم : ۱. شیوۀ خط فارسی در انتشارات آموزشی. مرکز انتشارات آموزشی، تهران، ۱۳۵۴، که بر اساس رسمخط مصوب وزارت آموزشوپرورش تنظیم شده است. ۲. دستور خط فارسی. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، ۱۳۸۱. ۳. فرهنگ املای فارسی. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، ۱۳۸۵، که در آن شیوۀ جدانویسی واژههای مرکب پیشنهاد شده است. ۴. فرهنگ درستنویسی سخن. دکتر یوسف عالی عباسآباد، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۸۵، که برخی مطالب مورد بحث در اینجا و بسیاری مطالب و اطلاعات دیگر در آن آمده است. نکتههای ویرایش. علی ص