📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
دی ۱۳۶۷ (۲۰ ژانویه ۱۹۸۹). دیشب محمود دولتآبادی را دیدم
@matikandastan
دی 1367 (20 ژانویه 1989)
دیشب محمود دولتآبادی را دیدم. همانجور بود که خیال میکردم، ترکیبی از صبح و بیابان و خاک ِ آسمان، فروتن و مغرور، خراسانی ِ خوب، معجونی از بایزید و آن حکیم بیمانند و بزرگ ِ توس. از همان اول خیلی با هم جور شدیم. مثل اینکه گلمان همدیگر را گرفت. او را از اوسنهی باباسبحان میشناختم. تا حالا و کلیدر. گویا او هم مرا از خیلی پیش میشناخت. تشنهی دانستن بود و پر از کنجکاوی. قرار شد مشتی کتاب و مقاله برایش بفرستیم. جز آن فارسی خوب زبان دیگری نمیداند و مثل خیلی از نویسندهها و شاعران خودمان، با استعداد ولی متاسفانه کماطلاع است. شب ِ خیلی خوبی گذشت. حس میکردم که این دیدار روحام را شستوشو میدهد.
روزها در راه ؛ شاهرخ مسکوب
@matikandastan
انجمن ماتیکان داستان