«بچه‌های کوچک قرن».. بچه‌های کوچک و مساله بزرگ این قرن

" بچه های کوچک قرن "

بچه های کوچک و مساله بزرگ این قرن.
درباره داستانی از زبان یک کودک فرانسوی، درباره نسلی که بعد از جنگ و در پی سیاست های تشویقی دولت فرانسه برای افزایش موالید به دنیا آمده و بی توجهی دولت فرانسه به نیازهایشان، آن ها را در وضعیت بحرانی گرفتار کرده بود.

این کتاب در سال ۱۳۴۶ توسط انتشارات نیل و با ترجمه ابوالحسن نجفی به فارسی چاپ شده است. شخصیت اول این داستان، ژوزیان، دختری ست که از نزدیک سیاست های افزایش جمعیت تجربه می کند. سیاست های حمایتی از قبیل پرداخت هزینه ای ماهیانه با عنوان «مدد معاش خانواده» به ازای هر کودک به خانواده. بنابراین او وقتی در ابتدای داستان می خواهد خود را معرفی کند می گوید: «من مولود مدد معاش خانواده و یک روز تعطیل هستم» و از نگرانی پدرش دراین باره می گوید که کاش در روزهای پایانی همین سال متولد شود تا پاداش سالانه امسال را از دست ندهد!»

زبان کتاب خصوصا در بخش های ابتدایی و میانی، زبانی طنز آمیز است، اما این طنز، زاییده شوخ طبعی نویسنده نیست، بلکه طنزی ست ماحصل موقعیت کمیک-تراژیک بعد از جنگ جهانی و تلف شدن سرمایه های انسانی زیرا سایه قدرت طلبی دولت ها. دخترک داستان می داند که زایمان برای مادرش که فرزند قبلی اش موقع زایمان مرده خطرناک است. با این حال وقتی مادرش دوباره بچه دار می شود با خود فکر می کند: «با آمدن نیکولا می شد ماشین رخت شویی را تعمیر کرد… دیگر از قنداق شویی ذله شده بودم. با آمدن نیکولا می شد دوباره تلویزیون خرید… همه آرام می گرفتند و دست از سر من بر می داشتند. بعد هم اگر بخت یاری کند می شود ماشین خرید… مامان دلش یخچال می خواست اما بابا می گفت حالا دیگر نوبت من است که به فکر آسایش خود باشم، همه اش که نمی شود برای زن و بچه خرج کرد.

این رمان، رنجی که طبقه کارگر در دوران پس از جنگ متحمل می شد را به تصویر می کشد،
دخترک داستان، در خردسالی تسلیم شرایطی می شود که در آن گرفتار است، او تلاش می کند علیه این شرایط بشورد، اما در نهایت عدم توفیق او را به پذیرش وضعیت موجود و کنار آمدن با آن وادار می کند. از همین جا به اصطلاح سقوط اخلاقی وی آغاز می شود. اما نکته مهم این جاست که اگر سقوط اخلاقی این دختر که پا به نوجوانی گذاشته است، به راستی سقوط اخلاقی ست، آن چه که به سر جامعه آمده چیست؟ چه نامی می توان بر وضعیت اخلاقی جامعه ای گذاشت که کودکان برای والدین حکم وام و مساعده دارند؟ کودکان دختر، مایه ناراحتی و اندوه می شوند و تفاخر به کودکان پسر امری رایج است؟ از همین منظر است که به قول والتر بنیامین باید، ایده پیشرفت تمدن بشری نفی کرد، آن دختری که در قرن بیستم، در فرانسه و مجله ای کارگر نشین متولد شده است و دختری که در میان عرب جاهلی متولد شده، به راستی چه تفاوتی با هم دارند؟

این رمان، گرچه مناسبات و وضعیت دورانی را به تصویر می کشد که از نظر زمانی چندین دهه با ما فاصله دارد و برای شهروند مرکز نشین طبقه متوسط در بهترین حالت بخشی از تاریخ اندوه باری ست که البته در نهایت زیستی بهتر برای بشر بر آن استوار شده است با این حال هنوز ابتذال زاییده ولع تولید و مصرف و تبدیل انسان به مهره ای در دستان ماشین، ادامه دارد