از دیگر خصوصیات داستان‌های بارتلمی استفاده ار کلاژ (تکه‌گذاری) است

از دیگر خصوصيات داستان‌هاي بارتلمي استفاده ار كلاژ (تكه‌گذاري) است. در واقع، شايد بتوان آثار او را يكي از بهترين نمونه‌هاي كلاژنويسي در ادبيات امريكا محسوب كرد. بارتلمي خود اذعان دارد كه از: «آميختن تكه‌هايي از اين و آن، از حوزه‌هاي مختلف زندگي، براي آفريدن چيزي كه پيش‌تر وجود نداشته است»، لذتي مفرط احساس مي‌كند. در يكي از داستان‌هايش (ماه را مي‌بيني؟) نوشته است: «تكه‌‌ها تنها صورت‌هايي هستند كه به آن‌ها اعتماد دارم» و خود او كلاژ را صورت هنري قرن بيستم مي‌نامد. كلاژهاي او هم زباني و هم تصويري هستند. بارتلمي، براي نمونه، در داستان «رابرت كندي از غرق شدن نجات يافت» از كلاژنويسي استفاده مي‌كند. صحنه‌هاي اين داستان توالي منظمي را براي رسيدن به نقطة اوج داستان دنبال نمي‌كنند و برعكس به صورت كلاژ چيده شده‌اند. از اين رو، مفهوم هر صحنه تا حدي به اين بستگي دارد كه كدام صحنه‌ها در كنار هم قرار مي‌گيرند.
بارتلمي در آثار خود، تكه‌ها و پاره‌ها را با هم درمي‌آميزد، تكه‌هايي كه از آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيوني، سخنراني‌هاي سياسي، تلميح‌هاي ادبي و ديالوگ‌هاي فيلم‌هاي سينمايي برگرفته شده است، و آن‌ها را در جاي جاي نشر بديع خود مي‌گنجاند. به گونه‌اي كه به راحتي نمي‌توان آن‌ها را درك كرد و فهميدن. داستان‌هايش مسلتزم توجه دقيق و نكته‌سنجي خواننده و آشنايي او با سبك متفاوت اين نويسنده است.

تصويرهاي سوررئاليستي
سوررئاليسم مكتبي ادبي و هنري است كه با بيانيه سوررئاليسم آندره برتون در سال 1924 آغاز شد. هدف آن ايجاد انقلابي عليه تمامي محدوديت‌هايي است كه استدلال منطقي، اصول اخلاقي معيار و قراردادهاي اجتماعي و هنري بر فعاليت‌ آزاد ذهن اعمال مي‌كنند. رهايي ذهن از يوغ چنين محدوديت‌هايي تنها منبع معتبر دانش و هنر محسوب مي‌شود و از نظر نويسندگان سوررئاليست «واقعيت برتر همان واقعيت جامعي است كه در اعماق ضمير ناخودآگاه آدمي مدفون شده است و تنها در رؤياها و اوهام انسان، متظاهر مي‌شود»

بنابراين ابزار نويسنده براي رسيدن به اين مقصود استفاده از رؤياها، وضعيت ذهن در حالتي بين خواب و بيداري، توهم طبيعي يا خود انگيخته و خود به خودنويسي ـ كه در آن نويسنده نوشتن را به ضمير ناخودآگاه خويش مي‌سپارد و رؤياهايش را در لحظه نمود پيدا كردن آن‌ها ثبت مي‌كند ـ است. تأثير اين مكتب ادبي را مي‌توان در آثار بسياري از نويسندگان مدرن ديد. نويسندگاني كه مي‌كوشند قراردادهاي سنتي ساختار هنري را زير پا بگذارند و در آثار خود از تداعي آزاد، نحو برهم ريخته، توالي نامنطقي، سكانس‌هاي رؤياگونه و كابوس‌مانند، هم‌نشيني‌هاي غيرعادي و تكان‌دهنده و ايماژهاي بدون ربط استفاده كنند. دونالد بارتلمي بي‌ترديد يكي از اين نويسندگان است.
از ديگر درون‌مايه‌هاي اصلي آثار بارتلمي مفهوم «پوچي» است. پوچي در ادبيات به داستان‌ها، شخصيت‌ها و موقعيت‌هايي اشاره دارد كه نامعقول، رؤيايي و غيرواقعي هستند. داستان‌هاي پوچي داستان‌هايي كابوس مانند و رؤياگونه اند. از خصوصيات مشترك اين آثار اين باور است كه شرايط زندگي انسان پوچ، بي‌معني و بيهوده است و اين شرايط را تنها در اثر ادبي‌اي مي‌توان به نمايش گذاشت كه خود پوچي را «به گونه‌اي در بافت اثر مي‌آميزد كه حاصل كار به نحوي پوچ و بي‌هدف مي‌نمايد» و اين بينش را به خواننده القاء مي‌كند. ادبيات پوچي در مكتب‌هاي اكسپرسيونيسم و سوررئاليسم ريشه دارد و با آثار فرانتس كافكا (براي نمونه رمان مسخ) و جيمز جويس پا به عرصه ادبيات گذاشت. بارتلمي در داستان‌هايش يادآوري مي‌كند كه زندگي غم‌انگيز، ملال‌آور و پر از حسرت است، پس ما به هنر نياز داريم كه به ما نويد «امكان‌»هاي بي‌پايان مي‌دهد؛ زيرا زندگي خود محدود است. آثار بارتلمي، بازنمايي تنش‌ بين‌ واقعيت‌هاي محدود زندگي روزمره و امكان‌پذيري‌هاي هنر است. با اين حال، داستان‌هاي او به رغم اين واقعيت كه از مفهوم پوچي بهره مي‌برند، گاه نگاهي خوشبينانه به زندگي دارند كه شايد تنها با توجه به عميق به آن‌ها بتوان به اين نگاه مثبت پي برد.
يكي از مشخصه‌هاي آثار اين نويسنده، استفاده از نقيضه و تقليد ادبي است. نقيضه نوعي تقليد از سبك نويسنده‌اي يا اثري ادبي است كه براي تأثير خنده‌آور آن يا براي ريشخند كردن اثر اصلي استفاده مي‌شود. نقيضه فكاهه‌اي است كه بر مبناي صورت يا فرم بنا مي‌شود. بارتلمي در داستان‌هايش از صورت‌هاي ادبي گذشته مثل قصه‌هاي پريان و رمان‌ها و داستان‌هاي دوره‌هاي ادبي گذشته استفاده مي‌كند. براي نمونه، در داستان «اوژني گرانده» به نقيضه‌سازي رمان معروف بالزاك مي‌پردازد. «بزرگ‌ترين پيروزي دلقك» نيز كه داستاني درباره بتمن است. نمونه‌اي از نقيضه‌سازي‌هاي بارتلمي است.
مفهوم «هنر براي هنر» نيز در آثار دونالد بارتلمي به خوبي نمود پيدا مي‌كند. هنر براي هنر نقطه مقابل هنر تعليمي است.