📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
کوندرا در این مقاله هرچند به لحاظ تئوریک گاه دچار احساسات مىشود و براى نمونه عقلانیت دکارت را ابزار شىءواره شدن انسان مىداند، ا
كوندرا در اين مقاله هرچند به لحاظ تئوريك گاه دچار احساسات مىشود و براى نمونه عقلانيت دكارت را ابزار شىءواره شدن انسان مىداند، اما به دليلى كه پيشتر گفتم خصومت ذاتى و نهادينه شده توتاليتاريسم را با رمان نشان مىدهد: «رمان به عنوان الگوى عصر جديد، به عنوان پديدهاى مبتنى بر پايه ابهام و نسبيت در مسائل انسانى، با جريان توتاليتار سازگارى ندارد. اين ناسازگارى برخاسته از مسألهاى سياسى يا اخلاقى نيست، بلكه اختلافى است هستی شناختى. مراد اين است كه جوهر جهانى كه بر پايه يك حقيقت استوار شده با جهان پرابهام و نسبى رُمان تضاد دارد. حقيقت توتاليتاريستى نسبيت و شك و پرسش را از ميان بر مىبرد و هرگز نمىتواند با حكمت رمان از در آشتى درآيد.»
از نظر كوندرا و درواقع از ديدگاه تاريخ، رمانهاى منتشره از سوى نهادهاى جوامع توتاليتاريستى «هيچ بخش تازهاى از وجود را كشف نمىكنند. كارشان صرفاً تأييد همان چيزهايى است كه پيشتر گفته شده است.»