📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
📢روایتهای خصوصی از طلبه خوش پوش. حسین خودش گفت: خواهرم است
📢روایتهای خصوصی از طلبه خوش پوش
@matikandastan
علی براتی گجوان: سال ها پیش که برای دیدار با محمد حسین جعفریان که در افغانستان مجروح شده بود به منزلشان رفتم بعد از کمی صحبت در کنار حسین، دختری برایمان چای آورد و در گوشه ای آرام نشست وبه حرف های من با حسین گوش می داد.
حسین خودش گفت: خواهرم است. سال ها گذشت تا در تلگرام خبری را دیدم که به بهانه چاپ کتاب "هفت روایت خصوصی" نویسنده درکافه کتاب آفتاب با خوانندگانش دیدار حضوری دارد. من چند کتاب از حبیبه جعفریان خوانده بودم که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داده بود. اولین کتابش "نیمه پنهان"گفت وگو با همسر شهید همت و همسر شهید چمران بود که در آن با نمونه ای کاملا متفاوت از خاطره نگاشته مواجه شدم. مواجهه حبیبه جعفریان ومصاحبه بی رو در بایستی با همسران این دو عزیز بزرگوار با روایتی ساده وصمیمی مرا متعجب کرد و در اکثر جلسات نقد کتاب های خاطره، کتاب «نیمه پنهان» حاج همت را به عنوان الگو و تطبیق دادن با نثر مورد نظر مطرح می کردم. همیشه این سوال برایم مطرح بود که حبیبه جعفریان چگونه به چنین نثری رسیده است که هم ابهام و ایهام لازم و هم جذابیت خوبی برای کشش مخاطب به دنبال خود دارد.
کتاب «هفت روایت خصوصی» را که تهیه کردم باز هم با همان نثر و اعترافات صادقانه برخورد کردم و با شخصیت هایی که دارای ابعاد متفاوت انسانی هستند، از زبان همسران این شهدای بزرگوار. بیرون کافه کتاب بعد از احوال پرسی خودم را معرفی کردم. در جلسه اولین سوالم این بود که چگونه شما با مصاحبه شوندگان اینقدر نزدیک می شوید تا به شما ناگفته هایی را بازگو می کنند که تاکنون نگفته بودند؟ حبیبه جعفریان در پاسخ گفت: من هیچ وقت نخواستم با کسی که مصاحبه می کنم اورا در گوشه رینگی گیر بیندازم و وادارش کنم که حرف هایی برای من بزند که شاید خودش دلش نمی خواهد آن رابیان کند چون آن ها نمی خواهند نگاه خوب مردم به شهیدشان عوض شود اما من موضوع را کاملا برایشان روشن می کنم. همین کتاب حاج همت از درون مصاحبه های تصویری خانم بدیهیان شکل گرفت. خود دوستان در روایت فتح از من خواستند که کتاب را به اصفهان ببرم وخودم با خانم بدیهیان رودر رو شوم. کتاب به دست ایشان رسید و با آنکه می گفتند ایشان بسیار صریح و بی رو در بایستی است رضایت دادند که همانگونه چاپ شود. بعد پرسیدم درباره «هفت روایت خصوصی» چه؟ ایشان گفت: من دو ماه در سوریه وبیروت کنار این خانواده زندگی کردم و توانستم اعتمادشان را جلب کنم. کتاب «هفت روایت خصوصی» از زندگی سید موسی صدر را انتشارات سپیده باوران چاپ کرده است که با ملیحه صدر کوچکترین فرزند، خانم پروین خلیلی همسر ایشان، صدرالدین صدر فرزند ارشد، حورا صدر دختر ارشد، علی صدر برادر بزرگتر، طاهره، فاطمه، زهرا و ربابه صدر خواهرها، فاطمه صدر عاملی خواهر زاده و ام قیاص دوست خانوادگی در رابطه با زندگی این عالم گرانقدر به گفت وگو پرداخته است. کتاب با نثری ستایش برانگیز اما ساده وصمیمی به روایت از زندگی مردی خوش پوش با کلماتی بسیار گیرا می پردازد. خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم. (منبع: خراسان نیوز)
@matikandastan