محمدعلی: ◀متأسفانه ما اغلب آنچنان درگیر فرم‌ها شده‌ایم که محتوا و مضمون اصلی داستان را فراموش کرده‌ایم

@matikandastan

محمد محمدعلی: ◀متأسفانه ما اغلب آنچنان درگیر فرم‌ها شده‌ایم که محتوا و مضمون اصلی داستان را فراموش کرده‌ایم. داستان‌هایی می‌نویسیم که از پشتوانه محتوایی محکمی برخوردار نیستند. خودمان را در قالب و ساختارهای نوین پنهان می‌کنیم و این همان آسیبی‌است که متوجه داستان نویسی امروز شده است. البته ناشران هم تا حدی در این ماجرا مقصر هستند. آنان هم با استقبال از انتشار چنین داستان‌هایی به این معضل دامن زده‌اند.

◀اعضای گروه‌های سیاسی زمان جوانی‌ام بیشتر از آنکه اهل فعالیت‌های سیاسی باشند چریک بودند. متأسفانه همه چیز نمایشی بود. البته نمی‌خواهم فداکاری افرادی را که قدم به این عرصه گذاشته‌اند نادیده بگیرم اما به هر حال این افراد از سیاست جدا می‌شدند و به یک جریان نظامی چریکی می‌پیوستند.


◀از همان زمان صفویه دیگر برخورد صحیحی با اهالی فکر و روشنفکران انجام نشد. حتی اگر به مطالعه تاریخ گذشته بپردازید متوجه خواهید شد که حتی با پزشکان هم برخورد صحیحی نشده حالا چه برسد با نویسندگان و شاعران! اغلب این افراد ناچار به مهاجرت به کشور هند شدند تا از شرایط بهتری برخوردار شوند. این گسل‌های فرهنگی در دوره‌های مختلف فرهنگی باز هم تکرار شده‌اند که نتیجه آن حتی متوجه داستان‌نویسی امروز هم شده است.

◀من از فضای دانشگاهی و حتی از اغلب کارگاه‌هایی که به آنها اشاره کردید قطع امید کرده‌ام. حدود 10 سال قبل آماری گرفتیم و متوجه شدیم که از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تنها دو نفر از فارغ‌التحصیل‌ها نویسنده شده‌اند. این دو نفر هم سیمین دانشور و جمال میرصادقی بودند! بقیه نویسنده‌ها هم اغلب از دانشکده هنرهای زیبا یا دانشکده‌های غیرمرتبط به جمع اهالی قلم پیوسته‌اند.

◀متأسفانه نوع تدریس و حتی شیوه نمره دادن و امتحان گرفتن و حتی نحوه برخورد استادان با دانشجویان چندان اصولی نیست. مبنای تدریس در دانشکده‌های ادبیات بیشتر حفظیات است. دانشجویان ادبیات به جای آنکه به دنبال تجزیه، تحلیل و نقد آکادمیک یا خلاق بروند تنها باید اشعار را حفظ کنند! وقتی به دانشجو می‌گویند که برای جلسه بعد فلان شعر را حفظ کن و بر همین اساس هم نمره می‌دهند، مشخص است که دیگر جایی برای ادبیات خلاق باقی نمی‌ماند.(منبع: روزنامه ایران)

@matikandastan