📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
سلام بر دوستان عزیز و تشکر از خانم خواجه برای به اشتراک گذاشتن داستانشان …۱
سلام بر دوستان عزیز و تشکّر از خانم خواجه برای به اشتراک گذاشتن داستانشان.
1. مهمترین نکتهای که در مورد داستان «مثل یک ماهی خالخالی» به چشم میخورد، تعدّد راویهای آن است که تقریباً تمام دوستان بر روی آن دست گذاشتهاند. نمیخواهم به صراحت بگویم، این کار مایهی ضعف داستان شده است، امّا با توجّه به حجم کم داستان، باید در مورد این تعدّد راویها به دقّت تأمّل کرد. مهمترین نکته در این نوع تغییر راوی این است که: یکی از راویها، فیصل است که در پایان داستان میبینیم مرده است و یک نفر مرده دارد با چند نفر زنده یک ماجرا (یا یک داستان) را روایت میکنند و این ناهمآهنگی شدید به چشم میآید. درست است که در داستان، میشود مطابق قراردادی هنری، هر کسی، زنده یا مرده، داستان را روایت کند، امّا نباید فراموش کنیم که در پایان باید، با توجّه به جنس و حال و هوای داستان، همه چیز برای خواننده، عادّی و باورپذیر بیاید. این که مطالب مربوط به فیصل، خصوصاً صحنهی مرگ او، از زبان خودش روایت شود، در این داستان خوش ننشسته است.
2. داستان در جنوب میگذرد، امّا کوچکترین لحنی و بل که فضایی (اتمسفری) از جنوب دیده نمیشود. فراموش نکنید ذکر ماهی و لنگر و چنین کلماتی، به تنهایی فضا نمیسازد. چینش داستانی و فضاسازی با این عناصر مهم است. به ویژه لحن روایتکنندگان، تقریباً تفاوتی با تهرانیها ندارد.
3. در پیرنگ و چینش عناصر صحنه و نهایتاً شخصیّتپردازی نیز اشکالاتی اندک، امّا مهم، به چشم میخورد. به مهدکودک رفتن چنین بچّهی فقیری (بند اوّل) پذیرفتنی نیست، امّا مهمترینِ این موارد، جور شدن کار برای مادر فیصل است که زمینهی آن اتّفاق ناگوار پایانی را فراهم میآورد. نویسنده، بدون هیچ تلاشی کاری برای مادر فیصل جور میکند تا داستان را به آن جایی که میخواهد برساند. و نهایتاً این که: چنین کودکی، اگر چه بسیار خیالباف و بازیگوش، قاعدتاً باید این قدر درک داشته باشد که آن خطر بزرگ در آن محوّطه را درک کند و به این سادگی کشته نشود؛ یعنی غریزهی انسانی چنین اجازهای به او نمیدهد. البتّه شاید نویسنده با عبارت «پایم لیز خورد» خواسته باشد تمهیدی برای این مطلب فراهم کرده باشد، که اگر چنین باشد، خیلی کم است و نیاز به تأکیدات بیشتری هست.
4. لکنت زبان پدر، بسیار بد نشان داده شده است.
با آرزوی موفّقیّت بیشتر برای نویسندهی گرامی.
ببخشید.