موومان چهار به روایت آیدین است که به دست برادر مسموم و مجنون شده. «حرفهای خوب بزن

موومان چهار به روایت آیدین است که به دست برادر مسموم و مجنون شده . دایم هذیان میگوید ولی در هذیانهایش هم ردّ پای آگاهیست

" حرفهای خوب بزن . دنیا بی ارزش نیست فقط انسانی زتدگی کردن سخت است "
" میخواهم ببینم چی صادر میکنیم چی وارد میکنیم خب ما تو این مملکت زندگی میکنیم "

در مقابل پدر و آیدین نماینده جهالت و انجماد محض هستند . نمیخوانند . نمیفهمند .
حتی متظور شعرهای اورا درک نمیکنند فقط از افکارش میترسند و به این نتیجه میرسند که دندان پوسیده را باید کند .


موومان آخر اورهان است که به دنبال ایدین و مبادرت به قتل او نا خوداگاه و هذیان گویان در برف به سمت نابودی خود کشیده میشود . و گذشته اش را با عذاب وجدان به یاد میآورد و هر لحظه صفات شیطانی اش را به شکل صدا ها و اشکال موهوم میبیند فضای قصه مملو از مرگ و نابودیست . تقابل سپیدی برف که خباثت اورا در خود دفن میکند و سیاهی کلاغ که تشان از مرگ گریز ناپذیرش دارد .
در آ خر آن زندگی که ادامه می یابد از نسل آیدین است . آنکه سرشار از زندگی بود و سرکوب شد جوانه ای از خود بجا گذاشت .

« پرتو مهدی فر »