کاوه فولادی نسب: رمان «بئاتریس و ویرژیل» منتشر شد ….۲۰۱۰ بود

کاوه فولادی نسب: رمان «بئاتریس و ویرژیل» منتشر شد.
.
۲۰۱۰ بود. من و مریم در مالزی مشغول دکترای‌مان بودیم و هنوز مانده بود تا منتقلش کنیم به آلمان. زندگی در کوالالامپور هم تجربه‌ای بود برای خودش؛ گیریم برای من و مریم، نه‌چندان جذاب. در تمام شهر -اجازه دارم کمی اغراق کنم؟ـ فقط یک کتاب‌فروشی درست‌ودرمان وجود داشت -پای برج‌های دوقلوی پتروناس- که پناهگاه عصرهای تنهایی و کسالت‌مان بود. در خبرها خوانده بودیم «بئاتریس و ویرژیل» یان مارتل منتشر شده. در یکی از همان عصرهای تنهایی و کسالت، از نزدیک دیدیم و خریدیمش. به یک هفته نکشید که هر دو خواندیمش و روزی موقع ناهار از آن نگاه‌هایی میان‌مان ردوبدل شد که بی‌حرفی، همه‌چیز را می‌گویند. این که از آن نگاه تا امروز -که «بئاتریس و ویرژیل» در تهران منتشر شده- ۵ سال طول کشیده، دلیلش تنها یک‌جور وسواس احتمالن بیمارگونه است که علاجی هم فکر نمی‌کنم داشته باشد، و این که ترجمه برای ما صرفن برگرداندن یک متن به فارسی نیست، بیشترک پژوهش است.
.
چند یاد و سپاس هم هست که بر گردن‌مان است:
ممنون از تمام دوستان نشر چشمه، که مراحل مختلف آماده‌سازی و نشر این کتاب را انجام دادند.
ممنون از دوست نویافته -شهرزاد حمصیان- که کتاب را ویراستاری کرد.
ممنون از یان مارتل که این کتاب را نوشت.
و لازم است یادی هم بکنیم از دکتر میرجلال‌الدین کزازی، که در بخش‌هایی از کتاب، ترجمه‌شان از داستان «ژولین، تیمارگر پاک» گوستاو فلوبر را استفاده کرده‌ایم. @dastanirani