دیگر، در زیر زمین خانه‌ی اوست. به دروغ. حالا با این ماجراها، ناتالی، تقاضای آمیزش هم دارد

دیگر ، در زیر زمین خانه ی اوست . به دروغ . حالا با این ماجراها ، ناتالی ، تقاضای آمیزش هم دارد . مارکو نمی تواند ، مثل آدم عادی ، با ناتالی بیامیزد . پس ، چهار دست و پا می آید . چرا ؟ چون یک حیوان است . چرا ؟ چون شهوت درونش ، یک غریزه ی حیوانیست . سوای این ، وجدان مارکو در برابر خوی حیوانی اش ( که باعث دروغ و بدبختی همه ی آنهایی شده که در زیر زمین محبوس شده اند ) به او فشار می آورد . عذاب وجدان او را اذیت می کند . می خواهد ، فراموش کند . پس مدام ، شراب می خورد . اما شراب ، کارساز نیست . پس بطری را بر سر و روی خود می شکند و شراب را روی خود و ناتالی می ریزد . اما بازهم ، واقعیت ، دست از سر او برنمی دارد . او یک حیوان کامل است . و …

می بینید ؟ اگر با دقت نگاه کنیم ، می بینیم که کاستاریکا ، بهتر ازاین نمی توانست ، این صحنه را نشان دهد . گرچه در نگاه اول عجیب است و غریب . اما کاملا با شرایط شخصیت ها ( مخصوصا درونیات آنها ) جور در می آید ! نمی آید ؟

۷ ـ موسیقی / رقص / آواز

گویا کاستاریکا ، علاقه ی زیادی به موسیقی دارد . خوانده ام که او ، نوازنده ی چیره دستی است . و انگار موسیقی فیلم بعضی از کارهایش را (مثل فیلم زندگی یک معجزه است ) خودش ساخته . اگر هم ، اینها نبود ، از فیلم های او ، کاملا این مورد ، مشهود بود . جای ـ جای فیلم های او ، پر است از موسیقی . موسیقی ای که جزئی جدانشدنی از فیلم هایش است . یک عنصر مشخص . عنصری که به وفور ، درفیلم هایش ، به شکلی بارز ، نمود پیدا می کند . کمتر صحنه ای از فیلم های کاستاریکا را می توانی پیدا کنی ، که خالی از موسیقی باشد . البته ، همین جا بگویم که ، استفاده ی فراوان او از موسیقی ، اشتباه نیست . مثل بعضی ها که امروزه ، از آن ، به شکل سینمای صامت استفاده می کنند ! نه ! موسیقی او ،‌ درونیست . جدانشدنیست . درست و اصولیست . با فضای کارش ، همخوانی دارد . درونیات آدم های فیلم او را باز می کند . جالب اینجاست که این موسیقی ، بنابه خواسته ی کاستاریکا (‌و آدم های فیلمش ) همیشه ( و یا بهتر بگویم : بیشتر اوقات ) همراه با آواز است . آوازی که آدم های فیلم او می خوانند . و با با رقص ، آن را همراهی می کنند . آدم های کاستاریکا ، زیاد می رقصند . اما چه رقصی ؟ رقصی که نمود نمایشی دارد . چه نمودی ؟ توضیح می دهم . رقص و آواز ،‌آنگاه صورت می گیرد که شادی باشد . خوشی باشد . جشن و سرور باشد . اما در فیلم های کاستاریکا ؟ در بیشتر لحظات می بینیم که این رقص و آواز ، در ظاهر خود ، شادی دارد . عمق فاجعه ، در آن ، کاملا مشهود است . همزمان با رقص و آواز ، جنگ است . یا لحظه ای دیگر ، جنگ خواهد شد . در کل ، بدبختی ، در کمین است . اما آدم ها می رقصند ! خیلی هم ، می رقصند . خیلی ، آواز می خوانند . و …این ، یعنی چه ؟ مبارزه . راندن غم . استقبال شادی . یا بهتر بگویم . خوش بودن . با به زعم من : الکی خوش بودن ! برای ادامه ی زندگی . برای گذران . برای فراموش کردن . برای زیستن . برای ماندن . برای راحت شدن . برای ستیز . برای ادامه ی حیات. همه ی اینها ، در زیر متن کارهای کاستاریکا ، التهاب و (( تمپو)) یی را به وجود می آورد ، که من ، نامش را می گذارم : ضربان زندگی !

موخره

سینما ، وسعتی دارد . وسعتی ، به پهنای بی نهایت . بی نهایت و بی کران و با عظمت . آثار امیر کاستاریکا ، با همه ی زیبایی اش ، تنها ذره ای از سینما می باشد . گاهی اوقات ، پیش خودم فکر می کنم که من با یا فتن و دیدن ذره ای از این عظمت ، چنان حال می کنم و به وجد در می آیم که توصیف ناپذیر است . اگر همه ی آن را بیابم … وای ! چه خواهد شد ؟ به امید آن روز!

Underground محصول 1995 در یوگسلاوی سابق و برنده جشنواره کن 95، فیلمی است از امیر کاستاریکا درباره تحولات یوگسلاوی سابق که با درون مایه ای طنزآلود و البته تلخ ، به بررسی تحولات یوگسلاوی سابق در میان جنگ جهانی و جنگ داخلی این کشور می پردازد. کارگردان خود کسی است که ظاهرا دوره کمونیست ها را تجربه کرده و به زیبایی و با هجوی تلخ و تند این دوران را به چالش می کشد. موضوع فیلم نامه موضوعی بسیار جذاب، دیدنی و نابغه آمیز است. همچنین شروع و پایان فیلم هر دو بسیار استادانه هستند. همچنین بیننده در حالی که همه اش در حال دیدن صحنه های دردآلود و جنگ و ویرانی است ولی به هیچ وجه از این صحنه ها اذیت نمی شود. چرا که خشونت صحنه ها و حرکات و کشتار و … در کنار هجو تلخ فیلم اصلا به چشم نمی آیند.
من قصد بیان ماجرای فیلم نامه را ندارم، فقط چند توضیح کلی می دهم تا شاید این تعجبم از نبوغ این فیلم نامه کمتر شود: زیرزمین در این فیلم یک جامعه کاملا کمونیستی است با تمام کارویژه هایش، جامعه ای که همه چیز در آن اشتراکی است، یک برنامه ریز مرکزی غذا و تمام مایحتاج را تهیه می کند و جامعه ای که مدام در حال جنگ است. جامعه ای که مردم اش با روحیه ای ایدئو