📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
نقد:
نقد:
مفاهیمی مثل فناپذیری عشق در کنار ایده هایی چون ایجاد رابطه صمیمانه و خانوادگی در دنیایی که قبول کردن فرزند همسر جدید، یک مساله معمول به حساب می آید. این موضوع با یک تم تراژیک قوی _ گذشته که با بیرحمی بر ما چنگ می زند _ ترکیب و دارای قدرت بیشتری شده است. فرهادی، افسردگی و عصبانیتی که در مبارزه با گذشته و از بین بردن انتخاب های نادرست زندگی، درگیرش می شویم را نشان می دهد.
فیلم، یک درام پیچیده و در اغلب مواقع درخشان با اجراهایی مهار شده و هوشمندانه است. ظرافت خاصی در کنار هم چیدن جزئیات و تکه های داستان به شکل یک الگو، پیچش های غیر منتظره در طرح داستان، تعلیق های پیچیده و آشکارسازی ها وجود دارد.
👈فرهادی ارتباطات بین افراد را مثل آناتومی بدن تشریح می کند: دردآور و پیچیده.
فکر می کنم فرهادی فیلمش را با فراوانی جزئیات مرموزانه و غافلگیری های داستانی پر نکرده است و آن را به محدوده باورپذیری و معقول بودن نزدیک کرده است. اما عجب فیلم محکم و گیرایی است که تار و پودی واقعی و عقلانی دارد و از همان سکانس شجاعانه اول فیلم، خود را نشان می دهد. یعنی جایی که ماری، احمد را از فرودگاه برمی دارد، سوار یک اتومبیل نا آشنا می شوند و از محل پارک دنده عقب می گیرد و یک تصادف بی دلیل اتفاق می افتد: حادثه ای که فرهادی با هوشمندی عنوان فیلم را در پی آن بالا می آورد :گذشته. که برف پاک کن ماشین همراه آن می شود. دنده عقب گرفتن خطرناک است، بازگشت خطرناک است، گذشته خطرناک است.
منتقد: پیتر برادشاو -گاردین
مترجم: شبنم سیدمجیدی
منبع:سایت نقد فارسی