📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
📢نگاهی گذرا به ترجمههای پارسی از کتابهای برندهی امسال نوبل ادبیات
📢نگاهی گذرا به ترجمه های پارسی از کتابهای برنده ی امسال نوبلِ ادبیات
@matikandastan
مهدی یزدانی خُرم: امضای ایشی گورو بر آخرین رمان اش را در دیداری با امیرمهدی حقیقت درک کردم...در یک روز به گمان ام بهاری امسال که امیرمهدی آمده بود چشمه و از دیدارش با ایشی گورو می گفت و این نسخه ی توشیح شده را پیش روی ام گذارد و از عشق اش به آخرین ترجمه اش، «غول مدفون» گفت...کشف ایشی گورو برای من به پانزده شانزده سال پیش برمی گردد و خواندن «وقتی یتیم بودیم».رمانی که برای من حتا از «بازمانده روز» و «غول مدفون» هم عزیزتر است...قبل اش داستان کوتاه حیرت انگیز «شام خانواده گی» را از او خوانده بودم...نقد مفصلی نوشتم همان سال بر «وقتی یتیم بودیم» در همشهری که ترجمه ی مژده دقیقی یگانه است از آن.و بعدش حلول هیجان «بازمانده ی روز» بود و البته رمان کوچک و مملو از حس «منظره ی رنگ پریده ی تپه ها».«هرگز ترک ام مکن» برای ام رمان چندان محبوبی نشد، هرچند تکان دهنده بود... بر عکس پنج داستان کوتاه «شبانه ها» که مدام نگاهی به آن ها می اندازم...«تسلی ناپذیر» رمانی عجیب، حجیم ولی روح خوار...یک تجربه ی عجیب که هنوز درگیرش هستم انگار.رمانی کند ولی مملو از تکنیک.«هنرمندی از جهان شناور» به زعم من ضعیف ترین کارش بود و «غول مدفون» جاه طلبانه ترین...«غول مدفون» رمانی که پیچیده، مملو از تاریخ و اسطوره و سکوت است...رمانی که تن ادبیات را فربه تر کرد و از سویی اثری ست خاص که خواندن اش یک تحول است در ذهن هر مخاطبی گویا...هفت رمان و یک مجموعه داستان و چند مقاله و مصاحبه ای که از او خوانده ام...ذهنی مرموز و لیبرال مسلک که مدام در شکل های مختلف زمان و تاریخ و «زبان» پی امر گمشده می گردد...ایشی گورو به ساده گی و صراحت همین امضاء ست انگار و در عین حال به مرموز بودن و رمزآلودبودن اش...و خوشحالی دیگر این که اکثر آثار او ترجمه های بسیار خوبی دارند.از مترجمی چون دریابندری سال خورده تا امیرمهدی حقیقت جوان ...از مژده دقیقی تا امیر امجد...از مهدی غبرایی تا علیرضا کیوانی نژاد و... و این امر برای مخاطبی که می خواهد سراغ او برود و وارد «شام خانواده گی »اش شود عیشی ست عظیم... و حال من خوش است چون تکه ای از خاندان ادبیات هستم...و خواننده ی رمان نویسی که در هر هفت رمان اش، در عین استیلیست بودن برگی نو رو می کند و داستان های کوتاه اش هوایی تازه اند...عالیجناب کازءو ایشی گورو، اشراف زاده ای که امروز وزن نوبل را بالاتر برد...
@matikandastan